سایت حقوق
پذيرش سايتحقوق خصوصیحقوق مدنیقوانین مربوط به حقوق مدنی
آخرین به روز آمد :
سه شنبه 14 فوريه 2006

Hoqooq.com home page     Hoqooq.com favorite  






قانون مدنی قسمت سوم
سه شنبه 8 فوريه 2005

جلددوم - دراشخاص
مصوب 28بهمن و21اسفند1313
و17و19و20فروردين 1314
بااصلاحات بعدي
كتاب اول - دركليات
ماده 956 - اهليت براي داربودن حقوق با،زنده متولدشدن انسان شروع و بامرگ اوتمام مي شود.
ماده 957 - حمل ازحقوق مدني متمتع مي گرددمشروط براينكه زنده متولد شود.
ماده 958 - هرانسان متمتع ازحقوق مدني خواهدبودليكن هيچكس نمي تواندحقوق خودرااجراكندمگراينكه براي اين امراهليت قانوني داشته باشد.
ماده 959 - هيچكس نمي تواندبطوركلي حق تمتع وياحق اجراءتمام يا قسمتي ازحقوق مدني راازخودسلب كند.
ماده 960 - هيچكس نمي تواندازخودسلب حريت كندويادرحدودي كه مخالف قوانين وياخلاق حسنه باشدازاستفاده ازحريت خودصرفنظرنمايد.
ماده 961 - جزدرمواردذيل اتباع خارجه نيزازحقوق مدن متمتع خواهند بود -
1 - درموردحقوقي كه قانون آن راصراحتامنحصربه اتباع ايران نموده و ياصراحتاازاتباع خارجه سلب كرده است .
2 - درموردحقوق مربوط به احوال شخصي كه قانون دولت متبوع تبعه خارجه آن راقبول نكرده .
3 - درموردحقوق مخصوصه كه صرفاازنقطه نظرجامعه ايراني ايجادشده باشد.
ماده 962 - تشخيص اهليت هركس براي معامله كردن برحسب قانون دولت متبوع اوخواهدبودمعذلك اگريك نفرتبعه خارجه درايران عمل حقوقي انجام دهددرصورتي كه مطابق قانون دولت متبوع خودبراي انجام آن عمل واجد اهليت نبوده ويااهليت ناقصي داشته است آن شخص براي انجام آن عمل واجد اهليت محسوب خواهدشددرصورتي كه قطع نظرازتابعيت خارجي اومطابق قانون ايران نيزبتوان اورابراي انجام آن عمل داراي اهليت تشخيص داد.
حكم اخيرنسبت به اعمال حقوقي كه مربوط به حقوق خانوادگي وياحقوق ارثي بوده ويامربوط به نقل وانتقال اموال غيرمنقول واقع درخارج ايران مي باشدشامل نخواهدبود.
ماده 963 - اگرزوجين تبعه يك دولت نباشندروابط شخصي ومالي بين آنهاتابع قوانين دولت متبوع شوهرخواهدبود.
ماده 964 - روابط بين ابوين واولادتابع قانون دولت متبوع پدراست مگراينكه نسبت طفل فقط به مادرمسلم باشدكه دراين صورت روابط بين طفل ومادراوتابع قانون دولت متبوع مادرخواهدبود.
ماده 965 - ولايت قانوني ونصب قيم برطبق قوانين دولت متبوع مولي - عليه خواهدبود.
ماده 966 - تصرف ومالكيت وسايرحقوق براشياءمنقول وياغيرمنقول تابع قانون مملكتي خواهدبودكه آن اشياءدرآنجاواقع مي باشندمعذلك حمل و نقل شدن شيئي منقول ازمملكتي به مملكت ديگرنمي تواندبه حقوقي كه ممكن است اشخاص مطابق قانون محل وقوع اولي شيئي نسبت به آن تحصيل كرده باشندخللي واردآورد.
ماده 967 - تركه منقول ياغيرمنقول اتباع خارجه كه درايران واقع است فقط ازحيث قوانين اصليه ازقبيل قوانين مربوطه به تعيين وراث ومقدار سهم الارث آنهاوتشخيص قسمتي كه متوفي مي توانسته است به موجب وصيت تمليك نمايدتابع قانون دولت متبوع متوفي خواهدبود.
ماده 968 - تعهدات ناشي ازعقودتابع قانون محل وقوع عقداست مگراين كه متعاقدين اتباع خارجه بوده وآن راصريحاياضمناتابع قانون ديگري قرار داده باشند.
ماده 969 - اسنادازحيث طرزتنظيم تابع قانون محل تنظيم خودمي باشند.
ماده 970 - مامورين سياسي ياقونسولي دول خارجه درايران وقتي مي توانندبه اجراي عقدنكاح مبادرت نمايندكه طرفين عقدهردوتبعه دولت متبوع آنهابوده وقوانين دولت مزبورنيزاين اجازه رابه آنهاداده باشد،در هرحال نكاح بايددردفاترسجل احوال ثبت شود.
ماده 971 - دعاوي از حيث صلاحيت محاكم و قوانين راجعه به اصول محاكمات تابع قانون محلي خواهد بودكه درآنجا اقامه مي شود مطرح بودن همان بودن همان دعوي در محكمه اجنبي رافع صلاحيت محكمه ايراني نخواهد بود .
ماده 972 - احكام صادره از محاكم خارجه و همچنين اسناد رسمي لازم الاجراء تنظيم شده در خارجه را نمي توان در ايران اجرا نمود مگر اينكه مطابق قوانين ايران امر به اجراي آنها صادر شده باشد .
ماده 973 - اگرقانون خارجه كه بايد مطابق ماده 7 جلد اول اين قانون و يا بر طبق مواد فوق رعايت گردد به قانون ديگري احاله داده باشد محكمه مكلف به رعايت اين احاله نيست مگر اينكه احاله به قانون ايران شده باشد .
ماده 974 - مقررات ماده 7 و مواد 962 تا 974 اين قانون تا حدي به موقع اجراءگذارده مي شودكه مخالف عهود بين المللي كه دولت ايران آنرا امضاء كرده و يا مخالف با قوانين مخصوصه نباشد .
ماده 975 - محكمه نمي تواند قوانين خارجي و يا قراردادهاي خصوصي را كه بر خلاف اخلاق حسنه بوده و يا به واسطه جريحه داركردن احساسات جامعه يا به علت ديگر مخالف با نظم عمومي محسوب مي شود بموقع اجراءگذارد اگرچه اجراء قوانين مزبور اصولا مجاز باشد .

كتاب دوم - در تابعيت
ماده 976 - اشخاص ذيل تبعه ايران محسوب مي شوند :
1 - كليه ساكنين ايران به استثناي اشخاصي كه تبعيت خارجي آنها مسلم باشد .تبعيت خارجي كساني مسلم است كه مدارك تابعيت آنها مورد اعتراض دولت ايران نباشد .
2 - كساني كه پدرآنها ايراني است اعم از اينكه در ايران يا درخارجه متولد شده باشند .
3 - كساني كه درايران متولدشده وپدرومادرآنان غيرمعلوم باشند.
4 - كساني كه درايران ازپدرومادرخارجي كه يكي ازآنهادرايران متولدشده بوجودآمده اند.
5 - كساني كه درايران ازپدري كه تبعه خارجه است بوجودآمده وبلافاصله پس ازرسيدن به سن هجده سال تمام لااقل يكسال ديگردرايران اقامت كرده باشند والاقبول شدن آنهابه تابعيت ايران برطبق مقرراتي خواهدبودكه مطابق قانون براي تحصيل تابعيت ايران مقرراست .
6 - هرزن تبعه خارجي كه شوهرايراني اختياركند.
7 - هرتبعه خارجي كه تابعيت ايران راتحصيل كرده باشد.
تبصره - اطفال متولدازنمايندگان سياسي وقنسولي خارجه مشمول فقره 4و5 نخواهندبود.
ماده 977 - الف - هرگاه اشخاصي مذكوردربند4ماده 976پس ازرسيدن به سن بلوغ بخواهندتابعيت پدرخودراقبول كنندبايدظرف يك سال درخواست كتبي به ضميمه تصديق دولت متبوع پدرشان دايربه اينكه آنهاراتبعه خود خواهدشناخت به وزارت امورخارجه تسليم نمايند.
ب - هرگاه اشخاص مذكوردربند5 ماده 976پس ازرسيدن به سن 18سال تمام بخواهندبه تابعيت پدرخودباقي بمانندبايدظرف يكسال درخواست كتبي به ضميمه تصديق دولت متبوع پدرشان دايربه اين كه آنهاراتبعه به وزارت امورخارجه تسليم نمايند.
ماده 978 - نسبت به اطفالي كه درايران ازاتباع دولي متولدشده اندكه درمملكت متبوع آنهااطفال متولدازاتباع ايراني رابه موجب مقررات تبعه خودمحسوب داشته ورجوع آنهارابه تبعيت ايران منوط به اجازه مي كنند معامله متقابله خواهدشد.
ماده 979 - اشخاصي كه داراي شرايط ذيل باشندمي توانندتابعيت ايران راتحصيل كنند -
1 - به سن هجده سال تمام رسيده باشند.
2 - پنجسال اعم ازمتوالي يامتناوب درايران ساكن بوده باشند.
3 - فراري ازخدمت نظامي نباشند.
4 - درهيچ مملكتي به جنحه مهم ياجنايت غيرسياسي محكوم نشده باشند.
درموردفقره دوم اين ماده مدت اقامت درخارجه براي خدمت دولت ايران درحكم اقامت درخاك ايران است .
ماده 980 - كساني كه به امورعالم المنفعه ايران خدمت يامساعدت شاياني كرده باشندوهمچنين اشخاصي كه داراي عيال ايراني وازاواولاددارند وياداراي مقام عالي علمي ومتخصص درامورعام المنفعه هستندوتقاضاي ورود به تابعيت دولت جمهوري اسلامي ايران رامي نماينددرصورتيكه دولت ورود آنهارابه تابعيت دولت جمهوري اسلامي ايران صلاح بداندبدون رعايت شرط اقامت ممكن است باتصويب هيئت وزراءبه تبعيت ايران قبول شوند.( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)

ماده 981 - حذف شد.
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 982 - اشخاصي كه تحصيل تابعيت ايراني نموده يا بنمايند از كليه حقوقي كه براي ايرانيان مقرر است بهره مند مي شوند ليكن نمي توانند به
مقامات زير نائل گردند:
1 - رياست جمهوري و معاونين او.
2 - عضويت در شوراي نگهبان و رياست قوه قضائيه .
3 - وزارت و كفالت وزارت و استانداري و فرمانداري .
4 - عضويت در مجلس شوراي اسلامي .
5 - عضويت شوراهاي استان و شهرستان و شهر.
6 - استخدام در وزارت امور خارجه و نيز احراز هر گونه پست و يا ماموريت سياسي .
7 - قضاوت .
8 - عاليترين رده فرماندهي در ارتش و سپاه و نيروي انتظامي .
9 - تصدي پستهاي مهم اطلاعاتي و امنيتي .
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
 

قانون استفساريه ماده 982 قانون مدني

موضوع استفسار:
--------
با توجه به اين كه در ماده 982 قانون مدني اخيرالتصويب مجلس شوراي اسلامي اعلام شده است كساني كه تابعيت ايراني كسب نموده اند يا مي نمايند نمي توانند به قضاوت اشتغال داشته باشند. آيا ماده فوق الذكر شامل كساني كه قبلا به استخدام قضا درآمده اند و داراي حقوق مكتسبه مي باشند، مي شود؟ يا اين كه از استخدام آنان در آينده جلوگيري به عمل مي آورد؟
نظر مجلس :
---------
ماده واحده - با توجه به عبارت صدر ماده 982 قانون مدني افرادي كه پس از تصويب قانون تحصيل تابعيت ايراني مي نمايند نمي توانند به مقام قضاوت نائل گردند ولي اين محدوديت شامل افرادي كه قبل از تصويب قانون تحصيل تابعيت نموده و به امر قضاوت اشتغال داشته اند نمي گردد.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه روز سه شنبه بيست و هفتم مهر ماه يك هزار و سيصد و هفتاد و دو مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 5/8/1372 به تاييد شوراي نگهبان رسيده است .
رئيس مجلس شوراي اسلامي - علي اكبر ناطق نوري

ماده 983 - درخواست تابعيت بايدمستقيمايابه توسط حكام ياولات به وزارت امورخارجه تسليم شده وداراي منضمات ذيل باشد -
1 - سوادمصدق اسنادهويت تقاضاكننده وعيال واولاداو.
2 - تصديق نامه نظميه دائربه تعيين مدت اقامت تقاضاكننده درايران ونداشتن سوءسابقه وداشتن مكنت كافي ياشغل معين براي تامين معاش وزارت امورخارجه درصورت لزوم اطلاعات راجعه به شخص تقاضاكننده راتكميل وآن رابه هيئت وزراءارسال خواهدنمودتاهيئت مزبوردرقبول ياردآن تصميم مقتضي اتخاذكنددرصورت قبول شدن تقاضاي سندتابعيت به درخواست كننده تسليم خواهدشد.
ماده 984 - زن واولادصغيركساني كه برطبق اين قانون تحصيل تابعيت ايران مي نمايندتبعه دولت ايران شناخته مي شوندولي زن درظرف يكسال از تاريخ صدورسندتابعيت شوهرواولادصغيردرظرف يكسال ازتاريخ رسيدن به سن هجده سال تمام مي تواننداظهاريه كتبي به وزارت امورخارجه داده و تابعيت مملكت سابق شوهروياپدرراقبول كندليكن به اظهاريه اولاداعم از ذكورواناث بايدتصديق مذكوردرماده 977ضميمه شود.
ماده 985 - تحصيل تابعيت ايراني پدربه هيچوجه درباره اولاداوكه در تاريخ تقاضانامه به سن هجده سال تمام رسيده اندموثرنمي باشد.
ماده 986 - زن غيرايراني كه درنتيجه ازدواج ايراني مي شودمي تواندبعد ازطلاق يافوت شوهرايراني به تابعيت اول خودرجوع نمايدمشروط براينكه وزارت امورخارجه راكتبامطلع كندولي هرزن شوهرمرده كه ازشوهرسابق خود اولادداردنمي تواندمادام كه اولاداوبه سن هجده سال تمام نرسيده ازاين حق استفاده كندودرهرحال زني كه مطابق اين ماده تبعه خارجه مي شودحق داشتن اموال غيرمنقوله نخواهدداشت مگردرحدودي كه اين حق به اتباع خارجه داده شده باشدوهرگاه داراي اموال غيرمنقول بيش ازآنچه كه براي اتباع خارجه داشتن آن جايزاست بوده يابعدابه ارث اموال غيرمنقولي بيش ازآن حدبه او برسدبايددرظرف يك سال ازتاريخ خروج ازتابعيت ايران ياداراشدن ملك در موردارث مقدارمازادرابه نحوي ازانحاءبه اتباع ايران منتقل كندوالا اموال مزبوربانظارت مدعي العموم محل به فروش رسيده وپس ازوضع مخارج فروش قيمت به آنهاداده خواهدشد.
ماده 987 - زن ايراني كه با تبعه خارجه مزاوجت مي نمايد به تابعيت ايراني خود باقي خواهد ماند مگر اين كه مطابق قانون مملكت زوج تابعيت شوهر به واسطه وقوع عقد ازدواج به زوجه تحميل شود ولي در هر صورت بعد از وفات شوهر و يا تفريق به صرف تقديم درخواست به وزارت امور خارجه به انضمام ورقه تصديق فوت شوهر و يا سند تفريق ، تابعيت اصليه زن با جميع حقوق و امتيازات راجعه به آن مجددا به او تعلق خواهد گرفت .
تبصره 1 - هر گاه قانون تابعيت مملكت زوج زن را بين حفظ تابعيت اصلي و تابعيت زوج مخير بگذارد در اين مورد زن ايراني كه بخواهد تابعيت مملكت زوج را دارا شود و علل موجهي هم براي تقاضاي خود در دست داشته باشد، به شرط تقديم تقاضانامه كتبي به وزارت امور خارجه ممكن است با تقاضاي او موافقت شود.
تبصره 2 - زن هاي ايراني كه بر اثر ازدواج تابعيت خارجي را تحصيل مي كنند حق داشتن اموال غير منقول را در صورتي كه موجب سلطه اقتصادي خارجي گردد ندارند، تشخيص اين امر با كميسيوني متشكل از نمايندگان وزارتخانه هاي امور خارجه و كشور و اطلاعات است .
مقررات ماده 987 و تبصره هاي آن در قسمت خروج ايرانياني كه تابعيت خود را ترك نموده اند شامل زنان مزبور نخواهد بود. .
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 988 - اتباع ايران نمي توانندتبعيت خودراترك كنندمگربه شرايط ذيل -
1 - به سن 25سال تمام رسيده باشند.
2 - هيئت وزراءخروج ازتابعيت آنان رااجازه دهد.
3 - قبلاتعهدنمايندكه درظرف يكسال ازتاريخ ترك تابعيت حقوق خود رابراموال غيرمنقول كه درايران دارامي باشندوياممكن است بالوراثه دارا شوندولوقوانين ايران اجازه تملك آن رابه اتباع خارجه بدهدبنحوي ازانحاء به اتباع ايراني منتقل كنندزوجه واطفال كسي كه برطبق اين ماده ترك تابعيت مي نماينداعم ازاينكه اطفال مزبورصغيرياكبيرباشندازتبعيت ايراني خارجي نمي گردندمگراينكه اجازه هيئت وزراءشامل آنهاهم باشد.
4 - خدمت تحت السلاح خودراانجام داده باشند.
تبصره الف - كساني كه برطبق اين ماده مبادرت به تقاضاي ترك تابعيت ايران وقبول تابعيت خارجي مي نمايندعلاوه براجراي مقرراتي كه ضمن بند(3)ازاين ماده درباره آنان مقرراست بايدظرف مدت سه ماه ازتاريخ صدورسندترك تابعيت ازايران خارج شوندچنانچه ظرف مدت مزبورخارج نشوندمقامات صالحه امربه اخراج آنهاوفروش اموالشان صادرخواهندنمود وتمديدمهلت مقرره فوق حداكثرتايكسال موكول به موافقت وزارت امور خارجه مي باشد.
تبصره ب - هيئت وزيران مي تواندضمن تصويب ترك تابعيت زن ايراني بي شوهرترك تابعيت فرزندان اورانيزكه فاقدپدروجدپدري هستندوكمتر از18سال تمام دارندويابه جهات ديگري محجورنداجازه دهد.فرزندان زن مذكورنيزكه به سن 25سال تمام نرسيده باشندمي توانندبه تابعيت از درخواست مادرتقاضاي ترك تابعيت نمايند.
مادهه 989 - هرتبعه ايراني كه بدون رعايت مقررات قانوني بعداز تاريخ 1280شمسي تابعيت خارجي تحصيل كرده باشدتبعيت خارجي اوكان لم يكن بوده وتبعه ايران شناخته مي شودولي درعين حال كليه اموال غيرمنقوله اوبا نظارت مدعي العموم محل به فروش رسيده وپس ازوضع مخارج فروش قيمت آن به اوداده خواهدشدوبعلاوه ازاشتغال به وزارت ومعاونت وزارت وعضويت مجالس مقننه وانجمن هاي ايالتي وولايتي وبلدي وهرگونه مشاغل دولتي محروم خواهدبود.
تبصره - هيات وزيران مي توانندبنابه مصالحي به پيشنهادوزارت امورخارجه تابعيت خارجي مشمولين اين ماده رابه رسميت بشناسد.
به اين گونه اشخاص باموافقت وزارت امورخارجه اجازه ورودبه ايران يااقامت مي توان داد.
ماده 990 - ازاتباع ايران كسي كه خودياپدرشان موافق مقررات تبديل تابعيت كرده باشندوبخواهندبه تبعيت اصليه خودرجوع نمايندبه مجرد درخواست به تابعيت ايران قبول خواهندشدمگرآنكه دولت تابعيت آنهارا صلاح نداند.
ماده 991 - تكاليف مربوط به اجراي قانون تابعيت واخذمخارج دفتري درموردكساني كه تقاضاي تابعيت ياترك تابعيت دولت جمهوري اسلامي ايران وتقاضاي بقاءبرتابعيت اصلي رادارندبه موجب آئين نامه كه به تصويب هيئت وزراءخواهدرسيدمعين خواهدشد.
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)

كتاب سوم - دراسنادسجل احوال
ماده 992 - سجل احوال هركس به موجب دفاتري كه براي اين امرمقرر است معين مي شود.
ماده 993 - امورذيل بايددرظرف مدت وبه طريقي كه بموجب قوانين يا نظامات مخصوصه مقرراست به دائره سجل احوال اطلاع داده شود -
1 - ولادت هرطفل وهمچنين سقط هرجنين كه بعدازماه ششم ازتاريخ حمل واقع شود.
2 - ازدواج اعم ازدائم ومنقطع .
3 - طلاق اعم ازبائن ورجعي وهمچنين بذل مدت .
4 - وفات هرشخص .
ماده 994 - حكم فوت فرضي غايب كه برطبق مقررات كتاب پنجم ازجلددوم اين قانون صادرمي شودبايددردفترسجل احوال ثبت شود.
ماده 995 - تغييرمطالبي كه دردفاترسجل احوال ثبت شده است ممكن نيست مگربموجب حكم محكمه .
ماده 996 - اگرعدم صحت مطالبي كه به دايره سجل احوال اظهارشده است درمحكمه ثابت گرددياهويت كسي كه دردفترسجل احوال بعنوان مجهول الهويه قيدشده است معين شودوياحكم فوت فرضي غايب ابطال گرددمراتب بايددر دفاترمربوطه سجل احوال قيدشود.
ماده 997 - هركس بايدداراي نام خانوادگي باشد.
اتخاذنامهاي مخصوصي كه بموجب نظامنامه اداره سجل احوال معين مي شود،ممنوع است .
ماده 998 - هركس كه اسم خانوادگي اوراديگري بدون حق اتخاذكرده باشد مي توانداقامه دعوي كرده ودرحدودقوانين مربوطه تغييرنام خانوادگي غاصب رابخواهد.
اگركسي نام خانوادگي خودراكه دردفاترسجل احوال ثبت كرده است مطابق مقررات مربوطه به اين امرتغييردهدهرذي نفع مي توانددرظرف مدت و به طريقي كه درقوانين يانظامات مخصوصه مقرراست اعتراض كند.
ماده 999 - سندولادت اشخاصي كه ولادت آنهادرمدت قانوني به دايره سجل احوال اظهارشده است سندرسمي محسوب خواهدبود.
ماده 1000 - سايرمطالب راجع به سجل احوال بموجب قوانين و نظامنامه هاي مخصوصه مقرراست .
ماده 1001 - مامورين قونسولي ايران درخارجه بايدنسبت به ايرانيان مقيم حوزه ماموريت خودوظايفي راكه بموجب قوانين ونظامات جاريه به عهده دوايرسجل احوال مقرراست انجام دهند.

كتاب چهارم - دراقامتگاه
ماده 1002 - اقامتگاه هرشخصي عبارت ازمحلي است كه شحص درآنجا سكونت داشته ومركزمهم اموراونيزدرآنجاباشداگرمحل سكونت شخصي غيراز مركزمهم اموراوباشدمركزاموراواقامتگاه محسوب است .
اقامتگاه اشخاص حقوقي مركزعمليات آنهاخواهدبود.
ماده 1003 - هيچكس نمي تواندبيش ازيك اقامتگاه داشته باشد.
ماده 1004 - تغييراقامتگاه به وسيله سكونت حقيقي درمحل ديگربعمل مي آيدمشروط براينكه مركزمهم اموراونيزبهمان محل انتقال يافته باشد.
ماده 1005 - اقامتگاه زن شوهردارهمان اقامتگاه شوهراست معذلك زني كه شوهراواقامتگاه معلومي نداردوهمچنين زني كه بارضايت شوهرخودويا به اجازه محكمه مسكن عليحده اختياركرده مي توانداقامتگاه شخصي عليحده نيزداشته باشد.
ماده 1006 - اقامتگاه صغيرومحجورهمان اقامتگاه ولي ياقيم آنهااست
ماده 1007 - اقامتگاه مامورين دولتي ،محلي است كه درآنجاماموريت ثابت دارند.
ماده 1008 - اقامتگاه افرادنظامي كه درساخلوهستندمحل ساخلوآنها است .
ماده 1009 - اگراشخاص كبيركه معمولانزدديگري كارياخدمت مي كننددر منزل كارفرمايامخدوم خودسكونت داشته باشنداقامتگاه آنهاهمان اقامتگاه كارفرمايامخدوم تآنهاخواهدبود.
ماده 1010 - اگرضمن معامله ياقراردادي طرفين معامله يايكي ازآنها براي اجراي تعهدات حاصله ازآن معامله محلي غيرازاقامتگاه حقيقي خود انتخاب شده است اقامتگاه اومحسوب خواهدشدوهمچنين است درصورتي كه براي ابلاغ اوراق دعوي واحضارواخطارمحلي راغيرازاقامتگاه حقيقي خود معين كند.

كتاب پنجم - درغايب مفقودالاثر
ماده 1011 - غايب مفقودالاثركسي است كه ازغيبت اومدت بالنسبه مديدي گذشته وازاوبهيچوجه خبري نيست .
ماده 1012 - اگرغايب مفقودالاثربراي اداره اموال تصدري خودتكليفي معين نكرده باشدوكسي هم نباشدكه قانوناحق تصدي اموراوراداشته باشدمحكمه براي اداره اموال اويكنفرامين معين مي كندوتقاضاي تعيين امين فقط ازطرف مدعي العموم واشخاص ذي نفع دراين امرقبول مي شود.
ماده 1013 - محكمه نمي تواندازاميني كه معين مي كندتقاضاي ضامن يا تضمينات ديگرنمايد.
ماده 1014 - اگريكي ازوراث غايب تضمينات كافيه بدهدمحكمه نمي تواندامين ديگري معين نمايدووارث مزبوربه اين سمت معين خواهدشد. ماده 1015 - وظايف ومسئوليتهاي اميني كه بموجب موادقبل معين مي گردد،همان است كه براي قيم مقرراست .
ماده 1016 - هرگاه هم فوت وهم تاريخ فوت غايب مفقوالاثرمسلم شود اموال اوبين وراث موجودحين الموت تقسيم مي گردداگرچه يك ياچندنفر آنهاازتاريخ فوت غايب به بعدفوت كرده باشد.
ماده 1017 - اگرفوت غايب بدون تعيين تاريخ فوت ثابت گرددمحكمه بايدتاريخي راكه فوت اودرآن تاريخ محقق بوده معين كنددراين صورت اموال غايب بين وراثي كه درتاريخ مزبورموجودبوده اند،تقسيم مي شود.
ماده 1018 - مفادماده فوق درموردي نيزرعايت مي گرددكه حكم موت فرضي غايب صادرشود.
ماده 1019 - حكم موت فرضي غايب درموردي صادرمي شودكه ازتاريخ آخرين خبري كه ازحيات ورسيده است مدتي گذشته باشدكه عادتاچنين شخصي زنده نمي ماند.
ماده 1020 - مواردذيل ازجمله مواردي محسوب است كه عادتاشخص غايب زنده فرض نمي شود -
1 - وقتي كه ده سال تمام ازتاريخ آخرين خبري كه ازحيات غايب رسيده است گذشته ودرانقضاءمدت مزبورسن غايب ازهفتادوپنج سال گذشته باشد.
2 - وقتي كه يك نفربعنواني ازعناوين جزءقشون مسلح بوده ودرزمان جنگ مفقودوسه سال تمام ازتاريخ انعقادصلح بگذردبدون اينكه خبري ازاو برسدهرگاه جنگ منتهي به انعقادصلح نشده باشدمدت مزبورپنجسال ازتاريخ ختم جنگ محسوب مي شود.
3 - وقتي كه يك نفرحين سفري بحري دركشتي بوده كه آن كشتي درآن مسافرت تلف شده است سه سال تمام ازتاريخ تلف شدن كشتي گذشته باشدبدون اينكه از آن مسافرخبري برسد.
ماده 1021 - درموردفقره اخيرماده قبل اگرباانقضاءمدتهاي ذيل كه مبداءآن ازروزحركت كشتي محسوب مي شودكشتي به مقصدنرسيده باشدودرصورت حركت بدون مقصدبه بندري كه ازآنجاحركت كرده برنگشته وازوجودآن به هيچ وجه خبري نشده كشتي تلف شده محسوب مي شود -
الف - براي مسافرت دربحرخزروداخل خليج فارس يكسال .
ب - براي مسافرت دربحرعمان ،اقيانوس هند،بحراحمر،بحرسفيد (مديترانه )،بحرسياه وبحرآزوف دوسال .
ج براي مسافرت درسايربحارسه سال .
ماده 1022 - اگركسي درنتيجه واقعه اي به غيرآنچه درفقره 2و3ماده 1020 مذكوراست دچارخطرمرگ گشته ومفقودشده ويادرطياره بوده وطياره مفقود شده باشدوقتي مي توان حكم موت فرضي اوراصادرنمودكه پنجسال ازتاريخ دچار شدن به خطرمرگ بگذردبدون اينكه خبري ازحيات مفقودرسيده باشد.
ماده 1023 - درموردمواد1020و1021و1022محكمه وقتي مي تواندحكم موت فرضي غايب راصادرنمايدكه دريكي ازجرايدمحل ويكي ازروزنامه هاي كثيرالانتشارتهران اعلاني درسه دفعه متوالي هركدام به فاصله يك ماه منتشر كرده واشخاصي راكه ممكن است ازغايب خبري داشته باشنددعوت نمايدكه اگر خبردارندبه اطلاع محكمه برسانند.هرگاه يكسال ازتاريخ اولين اعلان بگذرد وحيات غايب ثابت نشودحكم موت فرضي اوداده مي شود.
ماده 1024 - اگراشخاص متعدددريك حادثه تلف شوندفرض براين مي شودكه همه آنهادرآن واحدمرده اند.
مفاداين ماده مانع ازاجراءمقررات مواد873و874جلداول اين قانون نخواهدبود.
ماده 1025 - وراث غايب مفقودالاثرمي توانندقبل ازصدورحكم موت فرضي اونيزازمحكمه تقاضانمايندكه دارائي اورابه تصرف آنهابدهدمشروط براينكه اولاغائب مزبوركسي رابراي اداره كردن اموال خودمعين نكرده باشد وثانيادوسال تمام ازآخرين غبرغايب گذشته باشدبدون اينكه حيات ياممات اومعلوم باشد.درمورداين ماده رعايت ماده 1023راجع به اعلان مدت يكسال حتمي است .
ماده 1026 - درموردماده قبل وراث بايدضامن وياتضيات كافيه ديگر بدهندتادرصورت مراجعت غايب ويادرصورتي كه اشخاص ثالث حقي براموال اوداشته باشندازعهده اموال وياحق اشخاص ثالث برآيندتضمينات مزبورتا موقع صدورحكم موت فرضي غايب باقي خواهدبود.
ماده 1027 - بعدازصدورحكم فوت فرضي نيزاگرغايب پيداشودكساني كه اموال اورابعنوان وراثت تصرف كرده اندبايدآنچه راكه ازاعيان ياعوض ويامنافع اموال مزبورحين پيداشدن غايب موجودمي باشدمسترددارند.
ماده 1028 - اميني كه براي اداره كردن اموال غايب مفقودالاثرمعين مي شودبايدنفقه زوجه دائم يامنقطعه كه مدت اونگذشته ونفقه اورازوج تعهد كرده باشدواولادغايب راازدارائي غايب تاديه نمايددرصورت اختلاف در ميزان نفقه تعيين آن بعهده محكمه است .
ماده 1029 - هرگاه شخصي چهارسال تمام غايب مفقودالاثرباشدزن او مي تواندتقاضاي طلاق كنددراين صورت بارعايت ماده 1023حاكم اوراطلاق ميدهد.
ماده 1030 - اگرشخص غايب پس ازوقوع طلاق وقبل ازانقضاءمدت عده مراجعت نمايدنسبت به طلاق حق رجوع داردولي بعدازانقضاءمدت مزبورحق رجوع ندارد.

كتاب ششم - درقرابت
ماده 1031 - قرابت بردوقسم است قرابت نسبي وقرابت سببي .
ماده 1032 - قرابت نسبي به ترتيب طبقات ذيل است -
طبقه اول - پدرومادرواولادواولاداولاد.
طبقه دوم - اجدادوبرادروخواهرواولادآنها.
طبقه سوم - اعمام وعمات واخوال وخالات واولادآنها.
درهرطبقه درجات قرب وبعدقرابت نسبي بعده نسلهادرآن طبقه معين مي گرددمثلادرطبقه اول قرابت پدرومادربااولاددردرجه اول ونسبت به اولاد اولاددردرجه دوم خواهدبودوهكذادرطبقه دوم قرابت برادروخواهروجدوجده دردرجه اول ازطبقه دوم واولادبرادروخواهروجدپدردردرجه دوم ازطبقه دوم خواهدبودودرطبقه سوم قرابت عموودائي وعمه وخاله دردرجه اول ازطبقه سوم ودرجه اولادآنهادردرجه دوم ازآن طبقه است .
ماده 1033 - هركس درهرخط وبهردرجه كه بايك نفرقرابت نسبي داشته باشددرهمان خط وبهمان درجه قرابت سببي بازوج يازوجه اوخواهدداشت بنا براين پدرومادرزن يك مرداقرباي درجه اول آن مردوبرادروخواهرشوهريك زن ازاقرباي سببي درجه دوم آن زن خواهندبود.

كتاب هفتم - درنكاح وطلاق
باب اول - درنكاح
فصل اول - درخواستگاري
ماده 1034 - هرزني راكه خالي ازموانع نكاح باشدمي توان خواستگاري نمود.
ماده 1035 - وعده ازدواج ايجادعلقه زوجيت نمي كنداگرچه تمام يا قسمتي ازمهريه كه بين طرفين براي موقع ازدواج مقررگرديده پرداخته شده باشد بنابراين هريك اززن ومردمادام كه عقدنكاح جاري نشده مي تواندازوصلت امتناع كندوطرف ديگرنمي تواندبهيچوجه اورامجبوربه ازدواج كرده ويااز جهت صرف امتناع ازوصلت مطالبه خسارتي نمايد.
ماده 1036 - حذف شد.
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 1037 - هريك ازنامزدهامي توانددرصورت بهم خوردن وصلت منظور هدايائي راكه بطرف ديگرياابوين اوبراي وصلت منظورداده است مطالبه كند.
اگرعين هداياموجودنباشدمستحق قيمت هدايائي خواهدبودكه عادتا نگاه داشته مي شودمگراينكه هدايابدون تقصيرطرف ديگرتلف شده باشد.
ماده 1038 - مفادماده قبل ازحيث رجوع به قيمت درموردي كه وصلت منظوردراثرفوت يكي ازنامزدهابهم بخوردمجري نخواهدبود.
ماده 1039 - حذف شد.
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 1040 - هريك ازطرفين مي تواندبراي انجام وصلت منظورازطرف مقابل تقاضاكندكه تصديق طبيب به صحت ازامراض مسريه مهم ازقبيل سفليس وسوزاك وسل ارائه دهد.

فصل دوم - قابليت صحي براي ازدواج
ماده 1041 - نكاح قبل از بلوغ ممنوع است .
تبصره - عقد نكاح قبل از بلوغ با اجازه ولي و به شرط رعايت مصلحت مولي عليه صحيح مي باشد.
ماده 1042 - حذف شد.
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 1043 - نكاح دختر باكره اگرچه به سن بلوغ رسيده باشد موقوف به اجازه پدر يا جد پدر او است و هر گاه پدر يا جد پدري بدون علت موجه از دادن اجازه مضايقه كند اجازه او ساقط و در اين صورت دختر مي تواند با معرفي كامل مردي كه مي خواهد با او ازدواج نمايد و شرايط نكاح و مهري كه بين آنها قرار داده شده است پس از اخذ اجازه از دادگاه مدني خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نمايد.
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)

ماده 1044 - در صورتي كه پدر يا جد پدري در محل حاضر نباشند و استيذان از آنها نيز عادتا غير ممكن بوده و دختر نيز احتياج به ازدواج داشته باشد، وي مي تواند اقدام به ازدواج نمايد. ( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
تبصره - ثبت اين ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدني خاص مي باشد.
فصل سوم - درموانع نكاح
ماده 1045 - نكاح بااقارب نسبي ذيل ممنوع است اگرچه قرابت حاصل از شبهه يازناباشد -
ا - نكاح باپدرواجدادوبامادروجدات هرقدركه بالابرود.
2 - نكاح بااولادهرقدركه پائين برود.
3 - نكاح بابرادروخواهرواولادآنهاتاهرقدركه پائين برود.
4 - نكاح باعمات وخالات خودوعمات وخالات پدرومادرواجدادوجدات
ماده 1046 - قرابت رضاعي ازحيث حرمت نكاح درحكم قرابت نسبي است مشروط براينكه -
اولا - شيرزن ازحمل مشروع حاصل شده باشد.
ثانيا - شيرمستقيماازپستان مكيده شده باشد.
ثالثا - طفل لااقل يك شبانه روزويا15دفعه متوالي شيركامل خورده باشدبدون اينكه دربين غذاي ديگرياشيرزن ديگررابخورد.
رابعا - شيرخوردن طفل قبل ازتمام شدن دوسال ازتولداوباشد.
خامسا - مقدارشيري كه طفل خورده است ازيك زن وازيك شوهرباشدبنا براين اگرطفل درشبانه روزمقداري ازشيريك زن ومقداري ازشيرزن ديگربخورد موجب حرمت نمي شوداگرچه شوهرآن دوزن يكي باشد.وهمچنين اگرزن يك دخترو يك پسررضاعي داشته باشدكه هريك راازشيرمتعلق به شوهرديگرشيرداده باشد آن پسروياآن دختربرادروخواهررضاعي نبوده ازدواج بين آنهاازاين حيث ممنوع نمي باشد.
ماده 1047 - نكاح بين اشخاص ذيل به واسطه مصاهره ممنوع دائمي است -
1 - بين مردومادروجدات زن اوازهردرجه كه باشداعم ازنسبي ورضاعي .
2 - بين مردوزني كه سابقازن پدرويازن يكي ازاجداديازن پسريازن يكي ازاحفاداوبوده است هرچندقرابت رضاعي باشد.
3 - بين مردبااناث ازاولادزن ازهردرجه كه باشدولورضاعي مشروط بر اينكه بين زن وشوهرزناشوئي واقع شده باشد.
ماده 1048 - جمع بين دوخواهرممنوع است اگرچه به عقدمنقطع باشد.
ماده 1049 - هيچكس نمي توانددختربرادرزن ويادخترخواهرزن خودرا بگيردمگربااجازه زن خود.
ماده 1050 - هركس زن شوهردارراباعلم به وجودعلقه زوجيت وحرمت نكاح ويازني راكه درعده طلاق يادرعده وفات است باعلم به عده وحرمت نكاح براي خودعقدكندعقدباطل وآن زن مطلقابرآن شخص حرام موبدمي شود.
ماده 1051 - حكم مذكوردرماده فوق درموردي نيزجاري است كه عقدازروي جهل به تمام يايكي ازامورمذكوره فوق بوده ونزديكي هم واقع شده باشددرصورت جهل وعدم وقوع نزديكي عقدباطل ولي حرمت ابدي حاصل نمي شود.
ماده 1052 - تفريقي كه بالعان حاصل مي شودموجب حرمت ابدي است .
ماده 1053 - عقددرحال احرام باطل است وباعلم به حرمت موجب حرمت ابدي است .
ماده 1054 - زناي بازن شوهرداريازني كه درعده رجعيه است موجب حرمت ابدي است .
ماده 1055 - نزديكي به شبهه وزنااگرسابق برنكاح باشدازحيث مانعيت نكاح درحكم نزديكي بانكاح صحيح است ولي مبطل نكاح سابق نيست .
ماده 1056 - اگركسي باپسري عمل شنيع كندنمي تواندمادرياخواهريا دختراوراتزويج كند.
ماده 1057 - زني كه سه مرتبه متوالي زوجه يك نفربوده ومطلقه شده برآن مردحرام است مگراينكه بعقددائم به زوجيت مردديگري درآمده وپس ازوقوع نزديكي بااوبواسطه طلاق يافسخ يافوت فراق حاصل شده باشد.
ماده 1058 - زن هرشخصي كه به نه طلاق كه شش تاي آن عددي است مطلقه شده باشدبرآن شخص حرام موبدمي شود.
ماده 1059 - نكاح مسلمه باغيرمسلم جايزنيست .
ماده 1060 - ازدواج زن ايراني باتبعه خارجه درمواردي هم كه مانع قانوني نداردموكول به اجازه مخصوص ازطرف دولت است .
ماده 1061 - دولت مي تواندازدواج بعضي ازمستخدمين ومامورين رسمي ومحصلين دولتي رابازني كه تبعه خارجه باشدموكول به اجازه مخصوص نمايد.

 

فصل چهارم - شرايط صحت نكاح
ماده 1062 - نكاح واقع مي شودبه ايجاب وقبول بالفاظي كه صريحادلالت برقصدازدواج نمايد.
ماده 1063 - ايجاب وقبول ممكنست ازطرف خودمردوزن صادرشودويااز طرف اشخاصي كه قانوناحق عقددارند.
ماده 1064 - عاقدبايدعاقل وبالغ وقاصدباشد.
ماده 1065 - توالي عرفي ايجاب وقبول شرط صحت عقداست .
ماده 1066 - هرگاه يكي ازمتعاقدين ياهردولال باشندعقدبه اشاره از طرف لال نيزواقع مي شودمشروط براينكه بطوروضوح حاكي ازانشاءعقدباشد.
ماده 1067 - تعيين زن وشوهربنحوي كه براي هيچيك ازطرفين درشخص طرف ديگرشبهه نباشدشرط صحت نكاح است .
ماده 1068 - تعليق درعقدموجب بطلان است .
ماده 1069 - شرط خيارفسخ نسبت به عقدنكاح باطل است ولي درنكاح دائم شرط خيارنسبت به صداق جايزاست مشروط براينكه مدت آن معين باشدو بعدازنسخ مثل آن است كه اصلامهرذكرنشده باشد.
ماده 1070 - رضاي زوجين شرط نفوذعقداست وهرگاه مكره بعداززوال كره عقدرااجازه كندنافذاست مگراينكه اكراه بدرجه بوده كه عاقدفاقدقصد باشد.

جلددوم - دراشخاص
فصل پنجم - وكالت درنكاح
ماده 1071 - هريك ازمردوزن مي توانندبراي عقدنكاح وكالت بغيردهد.
ماده 1072 - درصورتي كه وكالت بطوراطلاق داده شودوكيل نمي تواند موكله رابراي خودتزويج كندمگراين كه اين اذن صريحابه اودادشده باشد.
ماده 1073 - اگروكيل ازآنچه كه موكل راجع به شخص يامهرياخصوصيات ديگرمعين كرده تخلف كندصحت عقدمتوقف برتنفيذموكل خواهدبود.
ماده 1074 - حكم ماده فوق درموردي نيزجاري است كه وكالت بدون قيد بوده ووكيل مراعات مصلحت موكل رانكرده باشد.

فصل ششم - درنكاح منقطع
ماده 1075 - نكاح وقتي منقطع است كه براي مدت معيني واقع شده باشد.
ماده 1076 - مدت نكاح منقطع بايدكلامعين شود.
ماده 1077 - درنكاح منقطع احكام راجع به وراثت زن وبه مهراوهمانست كه درباب ارث ودرفصل آتي مقررشده است .

فصل هفتم - درمهر
ماده 1078 - هرچيزي راكه ماليت داشته وقابل تميزنيزباشدمي توان مهر قرارداد.
ماده 1079 - مهربايدبين طرفين تاحدي كه رفع جهالت آنهابشودمعلوم باشد.
ماده 1080 - تعيين مقدارمهرمنوط به تراضي طرفين است .
ماده 1081 - اگردرعقدنكاح شرط شودكه درصورت عدم تاديه مهردرمدت معين نكاح باطل خواهدبودنكاح ومهرصحيح ولي شرط باطل است .
ماده 1082 - به مجردعقد،زن مالك مهرمي شودومي تواندهرنوع تصرفي كه بخواهددرآن بنمايد.

تبصره – چنانچه مهريه وجه رايج باشد متناسب با تغيير شاخص قيمت سالانه زمان تأديه نسبت به سال اجراي عقد كه توسط بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران تعيين مي گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر اينكه زوجين در حين اجراي عقد به نحو ديگري تراضي كرده باشند.
آئين نامه اجرائي اين قانون حداكثر ظرف مدت سه ماه از تاريخ تصويب توسط بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران با همكاري وزارت دادگستري و وزارت امور اقتصادي و دارايي تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
الحاقی بموجب قانون الحاق يك تبصره به ماده 1082 قانون مدني در خصوص مهريه مصوب سال 76

آئين نامه اجرائي قانون الحاق يك تبصره به ماده 1082 قانون مدنی مصوب 1377

ماده 1- چنانچه مهريه وجه رايج باشد مرجع صالح بنابه درخواست هر يك از زوجين ميزان اّن را با توجه به تغيير شاخص قيمت سال زمان تاديه نسبت به سال وقوع عقد محاسبه و تعيين مي نمايد0
تبصره : در صورتي كه زوجين در حين اجراي عقد در خصوص محاسبه و پرداخت مهريه وجه رايج به نحو ديگري تراضي كرده باشند مطابق تراضي ايشان عمل خواهد شد.
ماده 2 - نحوه محاسبه مهريه وجه رايج بدين صورت است :
متوسط شاخص بها در سال قبل ، تقسيم بر متوط شاخص بها در سال وقوع عقد، ضربدر مهريه مندرج در عقدنامه .
ماده 3 - در مواردي كه مهريه زوجه بايد از تركه زوج متوفي پرداخت شود تاريخ فوت مبناي محاسبه مهريه خواهد بود .
ماده 4 - بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران مكلف به انجام موارد زير مي باشد:
الف : شاخصهاي بهاي سالهاي قبل از اجراي اين قانون را تهيه و در اختيار قضاييه قرار دهد0
ب : شاخص بهاي مربوط به هر سال را به طور ساليانه حداكثر تا پايان خرداد ماه تهيه و به قوه قضائيه اعلام نمايد0
ماده 5 - دادگاهها و ادارات ثبت اسناد و املاك موظفند درمحاسبه ميزان مهريه وجه رايج مطابق ماده (2) و در تعيين تغييرشاخص قيمت مهريه براساس شاخصهاي مقرر در ماده (4) اين اّئين نامه اقدام نمايند0
ماده 6 - در صورتي كه زوجه براي وصول مهريه به دادگاه صالح دادخواست تقديم نمايد هزينه دادرسي به ميزان بهاي خواسته بر اساس مهرالمسمي با زوجه است و در صورت صدور حكم به نفع وي ، زوج علاوه بر پرداخت مهريه طبق ضوابط اين اّئين نامه مسئول پرداخت هزينه دادرسي به مقدار مهرالمسمي و ابطال تمبر به ميزان مابه التفاوت خواهد بود0
ماده 7 - در صورتي كه زوج تقاضاي صدور اجازه طلاق نمايد دادگاه مكلف به تعيين تكليف مهريه براساس اين اّئين نامه و بر طبق ضوابط و مقررات جاري خواهد بود.
معاون اول رئيس جمهور حسن
حبیبی (نحوه دریافت و مطالبه مهریه و جدول شاخص بها)

ماده 1083 - براي تاديه تمام ياقسمتي ازمهرمي توان مدت يااقساطي قرارداد.
ماده 1084 - هرگاه مهرعين معين باشدومعلوم گردد
قبل ازعقد معيوب بوده ويابعدازعقدوقبل ازتسليم معيوب وياتلف شودشوهرضامن عيب وتلف است .
ماده 1085 - زن مي تواند
تا مهر به او تسليم نشده از ايفاء وظايفي كه در مقابل شوهرداردامتناع كندمشروط براينكه مهراوحال باشدواين امتناع مسقط حق نفقه نخواهدبود.
ماده 1086 - اگرزن قبل ازاخذمهربه اختيارخودبه ايفاءوظايفي كه در مقابل شوهرداردقيام نمودديگرنمي تواندازحكم ماده قبل استفاده كند معذلك حقي كه براي مطالبه مهرداردساقط نخواهدشد.
ماده 1087 - اگردرنكاح دائم مهرذكرنشده ياعدم مهرشرط شده باشدنكاح صحيح است وطرفين مي توانندبعدازعقدمهررابه تراضي معين كنندواگرقبل ازتراضي برمهرمعين بين آنهانزديكي واقع شودزوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود.
ماده 1088 - درموردماده قبل اگريكي اززوجين قبل ازتعيين مهروقبل از نزديكي بميردزن مستحق هيچگونه مهري نيست .
ماده 1089 - ممكن است اختيارتعيين مهربه شوهرياشخص ثالثي داده شوددراين صورت شوهرياشخص ثالث مي تواندمهرراهرقدربخواهدمعين كند.
ماده 1090 - اگراختيارتعيين مهربه زن داده شودزن نمي تواندبيشتراز مهرالمثل معين نمايد.
ماده 1091 - براي تعيين مهرالمثل بايدحال زن ازحيث شرافت خانوادگي وسايرصفات ووضعيت اونسبت به اماثل واقران واقارب وهمچنين معمول محل وغيره درنظرگرفته شود.
ماده 1092 - هرگاه شوهرقبل ازنزديكي زن خودراطلاق دهدزن مستحق نصف مهرخواهدبودواگرشوهربيش ازنصف مهرراقبلاداده باشدحق داردمازاداز نصف راعينايامثلاياقيمتااستردادكند.
ماده 1093 - هرگاه مهردرعقدذكرنشده باشدوشوهرقبل ازنزديكي وتعيين مهرزن خودراطلاق دهدزن مستحق مهرالمتعه است واگربعدازآن طلاق دهدمستحق مهرالمثل خواهدبود.
ماده 1094 - براي تعيين مهرالمتعه حال مردازحيث غناوفقرملاحظه مي شود.
ماده 1095 - درنكاح منقطع عدم مهردرعقدموجب بطلان است .
ماده 1096 - درنكاح منقطع موت زن دراثناءمدت موجب سقوط مهر نمي شودوهمچنين است اگرشوهرتاآخرمدت بااونزديكي نكند.
ماده 1097 - درنكاح منقطع هرگاه شوهرقبل ازنزديكي تمام مدت نكاح را ببخشدبايدنصف مهررابدهد.
ماده 1098 - درصورتي كه عقدنكاح اعم ازدائم يامنقطع باطل بوده و نزديكي واقع نشده زن حق مهرنداردواگرمهرراگرفته شوهرمي تواندآن را استردادنمايد.
1099 - درصورت جهل زن به فسادنكاح ووقوع نزديكي زن مستحق مهرالمثل است .
ماده 1100 - درصورتي كه مهرالمسمي مجهول باشدياماليت نداشته باشد ياملك غيرباشددرصورت اول ودوم زن مستحق مهرالمثل خواهدبودودرصورت سوم مستحق مثل ياقيمت آن خواهدبودمگراينكه صاحب مال اجازه نمايد.
ماده 1101 - هرگاه عقدنكاح قبل نزديكي به جهتي فسخ شودزن حق مهرندارد مگردرصورتي كه موجب فسخ ،عنن باشدكه دراين صورت باوجودفسخ نكاح زن مستحق نصف مهراست .

فصل هشتم - درحقوق وتكاليف زوجين نسبت به يكديگر
ماده 1102 - همين كه نكاح بطورصحت واقع شدروابط زوجيت بين طرفين موجودوحقوق وتكاليف زوجين درمقابل همديگربرقرارمي شود.
ماده 1103 - زن وشوهرمكلف به حسن معاشرتي بايكديگرند.
ماده 1104 - زوجين بايددرتشييدمباني خانواده وترتيب اولادخودبه يكديگرمعاضدت نمايند.
ماده 1105 - درروابط زوجين رياست خانواده ازخصائص شوهراست .
ماده 1106 - درعقددائم نفقه زن بعهده شوهراست
ماده 1107- نفقه عبارت است از همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزينه هاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض .
اصلاحی بموجب قانون اصلاح موادي از قانون مدني مصوب 81
ماده 1108 - هرگاه زن بدون مانع مشروع ازاداي وظايف زوجيت امتناع كندمستحق نفقه نخواهدبود.
ماده 1109 - نفقه مطلقه رجعيه درزمان عده برعهده شوهراست مگراينكه طلاق درحال نشوزواقع شده باشدليكن اگرعده ازجهت فسخ نكاح ياطلاق بائن باشد زن حق نفقه نداردمگردرصورت حمل ازشوهرخودكه دراين صورت تازمان وضع حمل حق نفقه خواهدداشت .
ماده 1110- در ايام عده وفات ، مخارج زندگي زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربي كه پرداخت نفقه به عهده آنان است ( در صورت عدم پرداخت ) تامين مي گردد.
اصلاحی بموجب قانون اصلاح موادي از قانون مدني مصوب 81
ماده 1111 - زن مي توانددرصورت استنكاف شوهرازدادن نفقه به محكمه رجوع كنددراين صورت محكمه ميزان نفقه رامعين وشوهررابه دادن آن محكوم خواهدكرد.
ماده 1112 - اگراجراءحكم مذكوردرماده قبل ممكن نباشدمطابق ماده 1129رفتارخواهدشد.
ماده 1113 - درعقدانقطاع زن حق نفقه نداردمگراينكه شرط شده ياآنكه عقدمبني برآن جاري شده باشد.
ماده 1114 - زن بايددرمنزلي كه شوهرتعيين مي كندسكني نمايدمگرآنكه اختيارتعيين منزل به زن داده شده باشد.
ماده 1115 - اگربودن زن باشوهردريك منزل متضمن خوف ضرربدني يامالي ياشرافتي براي زن باشدزن مي تواندمسكن عليحده اختياركندودرصورت ثبوت مظنه ضررمزبورمحكمه حكم بازگشت به منزل شوهرنخواهددادومادام كه زن در بازگشتن به منزل مزبورمعذوراست نفقه برعهده شوهرخواهدبود.
ماده 1116 - درموردماده فوق مادام كه محاكمه بين زوجين خاتمه نيافته محل سكناي زن به تراضي محكمه باجلب نظراقرباي نزديك طرفين منزل زن رامعين خواهدنمودودرصورتي كه اقربائي نباشدخودمحكمه محل مورداطمينان رامعين خواهدكرد.
ماده 1117 - شوهرمي تواندزن خودراازحرفه ياصنعتي كه منافي مصالح خانوادگي ياحيثيات خوديازن باشدمنع كند.
ماده 1118 - زن مستقلامي توانددردارائي خودهرتصرفي راكه مي خواهد بكند.
ماده 1119 - طرفين عقدازدواج مي توانندهرشرطي كه مخالف بامقتضاي عقدمزبورنباشددرضمن عقدازدواج ياعقدلازم ديگربنمايدمثل اينكه شرط شودهرگاه شوهرزن ديگربگيرديادرمدت معيني غائب شودياترك انفاق نمايد يابرعليه حيات زن سوءقصدكندياسوءرفتاري نمايدكه زندگاني آنهابا يكديگرغيرقابل تحمل شودزن وكيل ووكيل درتوكيل باشدكه پس ازاثبات تحقق شرط درمحكمه وصدورحكم نهائي خودرامطلقه سازد.

 

باب دوم - درانحلال عقدنكاح
ماده 1120 - عقدنكاح به فسخ يابه طلاق يابه بذل مدت درعقدانقطاع منحل مي شود.

فصل اول - درموردامكان فسخ نكاح
ماده 1121 - جنون هريك اززوجين بشرط استقراراعم ازاينكه مستمريا ادواري باشدبراي طرف مقابل موجب حق فسخ است .
ماده 1122 - عيوب زير در مرد موجب حق فسخ براي زن خواهد بود:
1 - خصا
2 - عنن به شرط اين كه ولو يك بار عمل زناشويي را انجام نداده باشد.
3 - مقطوع بودن آلت تناسلي به اندازه اي كه قادر به عمل زناشويي نباشد.
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)

ماده 1123 - عيوب ذيل درزن موجب حق فسخ براي مردخواهدبود -
1 - قرن .
2 - جذام
3 - برص
4 - افضاء
5 - زمين گيري
6 - نابينائي ازهردوچشم .
 

ماده 1124 - عيوب زن درصورتي موجب حق فسخ براي مرداست كه عيب مزبور درحال عقدوجودداشته است .
ماده 1125 - جنون وعنن درمردهرگاه بعدازعقدهم حادث شودموجب حق فسخ براي زن خواهدبود.
ماده 1126 - هر
يك اززوجين كه قبل ازعقدعالم به امراض مذكوره درطرف ديگربودبعدازعقدحق فسخ نخواهدداشت .
ماده 1127 - هر
گاه شوهر بعد از عقد مبتلابه يكي ازامراض مقاربتي گرددزن حق خواهدداشت كه از نزديكي با او امتناع نمايد و امتناع مزبور مانع حق نفقه نخواهدبود.
ماده 1128 - هرگاه دريكي ازطرفين صفت خاصي شرط شده و
بعد از عقد معلوم شودكه طرف مذكوره فاقد وصف مقصود بود براي طرف مقابل حق فسخ خواهدبود خواه وصف مذكور در عقد تصريح شده يا عقد متبانيا بر آن واقع شده باشد.
ماده 1129 - درصورت استنكاف شوهرازدادن نفقه وعدم امكان اجراءحكم محكمه والزام اوبه دادن نفقه زن مي تواندبراي طلاق به حاكم رجوع كندوحاكم رجوع كندوحاكم شوهر
او را اجبار به طلاق مي نمايد. همچنين است درصورت عجز شوهر از دادن نفقه .
ماده 1130 - در صورتي كه دوام زوجيت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وي مي تواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضاي طلاق كند، چنانچه عسر و حرج مذكور در محكمه ثابت شود، دادگاه مي تواند زوج را اجبار به طلاق نمايد و در صورتي كه اجبار ميسر نباشد زوجه به اذن حاكم شرع طلاق داده مي شود.
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)

تبصره - عسر و حرج  موضوع اين ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعيتي كه ادامه زندگي را براي زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشكل باشد و موارد ذيل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصاديق عسر وحرج محسوب مي گردد:
1- ترك زندگ
ی خانوادگي توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالي و يا نه ماه متناتوب در مدت يك سال بدون عذر موجه .
2- اعتياد زوج به يكي از انواع مواد مخدر و يا ابتلاء وي به مشروبات الكلي كه به اساس زندگي خانوادگي خلل وارد آورد و امتناع يا عدم امكان الزام وي بت ترك آن در مدتي كه به تشخيص پزشك براي ترك اعتياد لازم بوده است .
در صورتي كه زوج به تعهد خود عمل ننمايد و يا پس از ترك ، مجددا" به مصر موارد مذكور روي آورده ، بنا به درخواست زوجه ، طلاق انجام خواهد شد.
3- محكوميت قطعي زوج به حبس پنج سال يا بيشتر0
4- ضرب و شتم يا هرگونه سوءاستفاده مستمر زوج كه عرفا" با توجه به وضعيت زوجه قابل تحمل نباشد.
5- ابتلاء زوح به بيماري هاي صعب العلاج رواني يا ساري يا هر عراضه صعب العلاج ديگري كه زندگي مشترك را مختل نمايد.
موارد مندرج در اين ماده مانع از آن نيست كه دادگاه درساير مواردي كه عسر وحرج زن در دادگاه احراز شود،حكم طلاق صادرنمايد
الحاقی بموجب قانون الحاق يك تبصره به ماده 1130 قانون مدني مصوب 81

ماده 1131 - خيارفسخ فوري است واگرطرفي كه حق فسخ داردبعدازاطلاع بعلت فسخ نكاح رافسخ نكندخياراوساقط مي شودبشرط اينكه علم به حق فسخ و فوريت آن داشته باشدتشخيص مدتي كه براي امكان استفاده ازخيارلازم بوده بنظرعرف وعادت است .
ماده 1132 - درفسخ نكاح رعايت ترتيباتي كه براي طلاق مقرراست شرط نيست .


فصل دوم - درطلاق
مبحث اول - دركليات
ماده 1133- مرد مي تواند با رعايت شرايط مقرر در اين قانون با مراجعه به دادگاه تقاضاي طلاق همسرش را بنمايد.
تبصره - زن نيز مي تواند با وجود شرايط مقرر در مواد (1119) ، (1129) و (1130) اين قانون ، از دادگاه تقاضاي طلاق نمايد.
 اصلاحی بموجب قانون اصلاح موادي از قانون مدني مصوب 81
ماده 1134 - طلاق بايدبه صيغه طلاق ودرحضورلااقل دونفرمردعادل كه طلاق را بشنوندواقع گردد.
ماده 1135 - طلاق بايدمنجرباشدوطلاق معلق بشرط باطل است .
ماده 1136 - طلاق دهنده بايدبالغ وعادل وقاصدومختارباشد.
ماده 1137 - ولي مجنون دائمي مي توانددرصورت مصلحت مولي عليه زن او راطلاق دهد.
ماده 1138 - ممكن است صيغه طلاق رابه توسط وكيل اجرانمود.
ماده 1139 - طلاق مخصوص عقددائم است وزن منقطعه به انقضاءمدت يابذل آن ازطرف شوهراززوجيت خارج مي شود.
ماده 1140 - طلاق زن درمدت عادت زنانگي يادرحال نفاس صحيح نيست مگر اينكه زن حامل باشدياطلاق قبل ازنزديكي بازن واقع شودياشوهرغائب باشد بطوري كه اطلاع ازعادت زنانگي بودن زن نتواندحاصل كند.
ماده 1141 - طلاق درطهرمواقعه صحيح نيست مگراينكه زن يائسه ياحامل باشد.
ماده 1142 - طلاق زني كه باوجوداقتضاي سن عادت زنانگي نمي شودوقتي صحيح است كه ازتاريخ آخرين نزديكي بازن سه ماه گذشته باشد.

مبحث دوم - دراقسام طلاق
ماده 1143 - طلاق بردوقسم است - بائن ورجعي
ماده 1144 - درطلاق بائن براي شوهرحق رجوع نيست .
ماده 1145 - درمواردذيل طلاق بائن است -
1 - طلاقي كه قبل ازنزديكي واقع شود.
2 - طلاق يائسه .
3 - طلاق خلع ومبارات مادام كه زن رجوع بعوض نكرده باشد.
4 - سومين طلاق كه بعدازسه وصلت متوالي بعمل آيداعم ازاينكه وصلت در نتيجه رجوع باشديادرنتيجه نكاح جديد.
ماده 1146 - طلاق خلع آن است كه زن به واسطه كراهتي كه ازشوهرخوددارددر مقابل مالي كه به شوهرمي دهدطلاق بگيرداعم ازاينكه مال مزبورعين مهريا معادل آن ويابيشتروياكمترازمهرباشد.
ماده 1147 - طلاق مبارات آن است كه كراهت ازطرفين باشدولي دراين صورت عوض بايدزائدبرميزان مهرنباشد.
ماده 1148 - درطلاق رجعي براي شوهردرمدت عده حق رجوع است .
ماده 1149 - رجوع درطلاق بهرلفظ يافعلي حاصل مي شودكه دلالت بررجوع كندمشروط براينكه مقرون به قصدرجوع باشد.

مبحث سوم - درعده
ماده 1150 - عده عبارت است ازمدتي كه تاانقضاي آن زني كه عقدنكاح او منحل شده است نمي تواندشوهرديگراختياركند.
ماده 1151 - عده طلاق وعده فسخ نكاح سه طهراست مگراينكه زن به اقتضاي سن عادت زنانگي نبيندكه دراين صورت عده اوسه ماه است .
ماده 1152 - عده طلاق وفسخ نكاح وبذل مدت وانقضاءآن درموردنكاح منقطع درغيرحامل دوطهراست مگراينكه زن به اقتضاي سن عادت زنانگي نبيندكه در اين صورت چهل وپنج روزاست .
ماده 1153 - عده طلاق وفسخ نكاح وبذل مدت وانقضاءآن درموردزن حامله تا وضع حمل است .
ماده 1154 - عده وفات چه دردائم وچه درمنقطع درهرحال چهارماه وده روزاست مگراينكه زن حامل باشدكه دراين صورت عده وفات تاموقع وضع حمل است مشروط براينكه فاصله بين فوت شوهرووضع حمل ازچهارماه وده روزبيشتر باشدوالامدت عده همان چهارماه وده روزخواهدبود.
ماده 1155 - زني كه بين اووشوهرخودنزديكي واقع وهمچنين زن يائسه نه عده طلاق داردونه عده فسخ نكاح ولي عده وفات درهرموردبايدرعايت شود.
ماده 1156 - زني كه شوهراوغايب مفقودالاثربوده وحاكم اوراطلاق داده باشدبايدازتاريخ طلاق عده وفات نگاهدارد.
ماده 1157 - زني كه به شبهه باكسي نزديكي كندبايدعده طلاق نگاهدارد.

كتاب هشتم - دراولاد
باب اول - درنسب
ماده 1158 - طفل متولددرزمان زوجيت ملحق به شوهراست مشروط بر اينكه ازتاريخ نزديكي تازمان تولدكمترازششماه وبيشترازده ماه نگذشته باشد.
ماده 1159 - هرطفلي كه بعدازانحلال نكاح متولدشودملحق بشوهراست مشروط براينكه مادرهنوزشوهرنكرده وازتاريخ انحلال نكاح تاروزولادت طفل بيش ازدوماه نگذشته باشدمگرآنكه ثابت شودكه ازتاريخ نزديكي تازمان ولادت كمترازششماه ويابيش ازده ماه گذشته باشد.
ماده 1160 - درصورتي كه عقدنكاح پس ازنزديكي منحل شودوزن مجدداشوهر كندوطفلي ازاومتولدگرددطفل به شوهري ملحق مي شودكه مطابق موادقبل الحاق اوبه آن شوهرممكن است درصورتي كه مطابق موادقبل الحاق به هردوشوهرممكن باشدطفل ملحق به شوهردوم است مگرآنكه امارت قطعيه برخلاف آن دلالت كند.
ماده 1161 - درموردموادقبل هرگاه شوهرصريحاياضمنااقراربه ابوت خودنموده باشددعوي نفي ولدازاومسموع نخواهدبود.
ماده 1162 - درموردموادقبل دعوي نفي ولدبايددرمدتي كه عادتاپس از تاريخ اطلاع يافتن شوهرازتولدطفل براي امكان اقامه دعوي كافي مي باشداقامه گرددودرهرحال دعوي مزبورپس ازانقضاءدوماه ازتاريخ اطلاع يافتن شوهراز تولدطفل مسموع نخواهدبود.
ماده 1163 - درموردي كه شوهرمطلع ازتاريخ حقيقي تولدطفل نبوده و تاريخ رابراومشتبه نموده باشندبنوعي كه موجب الحاق طفل به اوباشدوبعدها شوهرازتاريخ حقيقي تولدمطلع شودمدت مرورزمان دعوي نفي دوماه ازتاريخ كشف خدعه خواهدبود.
ماده 1164 - احكام موادقبل درموردطفل متولدازنزديكي به شبهه نيز جاري است اگرچه مادرطفل مشتبه نباشد.
ماده 1165 - طفل متولدازنزديكي به شبهه فقط ملحق بطرفي مي شودكه در اشتباه بوده ودرصورتي كه هردودراشتباه بوده اندملحق بهردوخواهدبود.
ماده 1166 - هرگاه بواسطه وجودمانعي نكاح بين ابوين طفل باطل باشد نسبت طفل بهريك ازابوين كه جاهل بروجودمانع بوده مشروع ونسبت به ديگري نامشروع خواهدبود.
درصورت جهل هردونسبت بهردومشروع است .
ماده 1167 - طفل متولداززناملحق به زاني نمي شود.
ماده 1168 - نگاهداري اطفال هم حق وهم تكليف ابوين است .
ماده 1169 - براي نگاهداري اطفال مادرتادوسال ازتاريخ ولادت او اولويت خواهدداشت پس ازانقضاءاين مدت حضانت باپدراست مگرنسبت به اطفال اناث كه تاسال هفتم حضانت آنهابامادرخواهدبود.
ماده 1170 - اگرمادردرمدتي كه حضانت طفل به اواست مبتلابه جنون شود يابه ديگري شوهركندحق حضانت باپدرخواهدبود.
ماده 1171 - درصورت فوت يكي ازابوين حضانت طفل باآنكه زنده است خواهدبودهرچندمتوفي پدرطفل بوده وبراي اوقيم معين كرده باشد.
ماده 1172 - هيچيك ازابوين حق ندارنددرمدتي كه حضانت طفل بعهده آنهااست ازنگاهداري اوامتناع كنددرصورت امتناع يكي ازابوين حاكم بايد به تقاضاي ديگري ياتقاضاي قيم يايكي ازاقرباويابه تقاضاي مدعي العموم نگاهداري طفل رابه هريك ازابوين كه حضانت بعهده اوست الزام كندودر صورتي كه الزام ممكن ياموثرنباشدحضانت رابه خرج پدروهرگاه پدرفوت شده باشدبه خرج مادرتامين كند.
ماده 1173 – هر گاه در اثر عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادري كه طفل تحت حضانت اوست, صحت جسماني و يا ترتيب اخلاقي طفل در معرض خطر باشد,محكمه مي تواند به تقاضاي اقرباي طفل يا تربيت اخلاقي طفل در معرض خطر باشد, محكمه مي تواند به تقاضاي اقرباي طفل و يا به تقاضاي قيم او يا به تقاضاي رئيس خوزه قضائي هر تصميمي را كه براي حضانت طفل مقتضي بداند, اتخاذ كند.
موارد ذيل از مصاديق عدم مواظبت و يا انحطاط اخلاقي هر يك از والدين است :
1- اعتياد زيان آوربه الكل, مواد مخدر و قمار.
2- اشتهار به فساد اخلاق و فحشا,
3 - ابتلا به بيماريهاي رواني با تشخيص پزشكي قانوني.
4- سو, استفاده از طفل يا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقي مانند فساد و فحشا, تكدي گري و قاچاق.
5- تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.
اصلاحی بموجب قانون اصلاح ماده 1173 قانون مدني مصوب 76

ماده 1174 - درصورتي كه بعلت طلاق يابهرجهت ديگرابوين طفل دريك منزل سكونت نداشته باشندهريك ازابوين كه طفل تحت حضانت اونمي باشدحق ملاقات طفل خودراداردتعيين زمان ومكان ملاقات وسايرجزئيات مربوطه به آن درصورت اختلاف بين ابوين بامحكمه است .
ماده 1175 - طفل رانمي توان ازابوين وياازپدرويامادري كه حضانت با اوست گرفت مگردرصورت وجودعلت قانوني .
ماده 1176 - مادرمجبورنيست كه به طفل خودشيربدهدمگردرصورتي كه تغذيه طفل بغيرشيرمادرممكن نباشد.
ماده 1177 - طفل بايدمطيع ابوين خودبوده ودرهرسني كه باشدبايدبه آنهااحترام كند.
ماده 1178 - ابوين مكلف هستندكه درحدودتوانائي خودبه ترتيب اطفال خويش برحسب مقتضي اقدام كنندونبايدآنهارامهمل بگذارند.
ماده 1179 - ابوين حق تنبيه طفل خودرادارندولي به استناداين حق نمي توانندطفل خودراخارج ازحدودتاديب تنبيه نمايند.

باب سوم - درولايت قهري پدروجدپدري
ماده 1180 - طفل صغيرتحت ولايت قهري پدروجدپدري خودمي باشدوهمچنين است طفل غيررشيديامجنون درصورتي كه عدم رشدياجنون اومتصل به صغرباشد.
ماده 1181 - هريك ازپدروجدپدري نسبت به اولادخودولايت دارند.
ماده 1182 - هرگاه طفل هم پدروهم جدپدري داشته باشدويكي ازآنهامحجور يابعلتي ممنوع ازتصرف دراموال مولي عليه گرددولايت قانوني اوساقط مي شود.
ماده 1183 - دركليه امورمربوط به اموال وحقوق مالي مولي عليه ولي نماينده قانوني اومي باشد.
ماده
1184 ـ هرگاه ولي قهري طفل رعايت غبطه صغير را ننمايد و مرتكب اقداماتي شود كه موجب ضرر مولي عليه گردد به تقاضاي يكي از اقارب وي و يا به درخواست رئيس حوزه قضائي پس از اثبات، دادگاه ولي مذكور را عزل و از تصرف در اموال صغير منع و براي اداره امور مالي طفل فرد صالحي را به عنوان قيم تعيين مي نمايد.
همچنين اگر ولي قهري به واسطه كبر سن و يا بيماري و امثال آن قادر به اداره اموال مولي عليه نباشد و شخصي را هم براي اين امر تعيين ننمايد طبق مقررات اين ماده فردي به عنوان امين به ولي قهري منضم مي گردد.
اصلاحی بموجب قانون اصلاح ماده 1184 قانون مدني مصوب 1379
ماده 1185 - هرگاه ولي قهري محجورشودمدعي العموم مكلف است مطابق مقررات راجعه به تعيين قيم قيمي براي طفل معين كند.
ماده 1186 - درمواردي كه براي عدم امانت ولي قهري نسبت به دارائي طفل امارات قويه موجودباشدمدعي العموم مكلف است ازمحكمه ابتدائي رسيدگي بعمليات اورابخواهدمحكمه دراين موردرسيدگي كرده درصورتي كه عدم امانت اومعلوم شودمطابق ماده 1184رفتارمي نمايد.
ماده 1187 - هرگاه ولي قهري منحصربه واسطه غيبت ياحبس بهرعلتي كه نتواندبه امورمولي عليه رسيدگي كندوكسي راهم ازطرف خودمعين نكرده باشد حاكم يك نفرامين به پيشنهادمدعي العموم براي تصدي واداره اموال مولي عليه وسايرامورراجعه به اوموقتامعين خواهدكرد.
ماده 1188 - هريك ازپدروجدپدري بعدازوفات ديگري مي تواندبراي اولادخودكه تحت ولايت اومي باشدوصي معين كندتابعدازفوت خوددرنگاهداري وتربيت آنهامواظبت كرده واموال آنهارااداره نمايد.
ماده 1189 - هيچيك ازپدروجدپدري نمي تواندباحيات ديگري براي مولي عليه خودوصي معين كند.
ماده 1190 - ممكن است پدرياجدپدري به كسي كه به سمت وصايت معين كرده اختيارتعيين وصي بعدفوت خودرابراي مولي عليه بدهد.
ماده 1191 - اگروصي منصوب ازطرف ولي قهري به نگاهداري ياتربيت مولي عليه ويااداره اموراواقدام نكندياامتناع ازانجام وظايف خودنمايد منعزل مي شود.
ماده 1192 - ولي مسلم نمي تواندبراي امورمولي عليه خودوصي غيرمسلم معين كند.
ماده 1193 - همينكه طفل كبيرورشيدشدازتحت ولايت خارج مي شودواگر بعداسفيه يامجنون شودقيمي براي اومعين مي شود.
ماده 1194 - پدروجدپدري ووصي منصوب ازطرف يكي ازآنان ولي خاص طفل ناميده مي شود.

كتاب نهم - درخانواده
فصل اول - درالزان به انفاق
ماده 1195 - احكام نفقه زوجه همانست كه بموجب فصل هشتم ازباب اول ازكتاب هفتم مقررشده وبرطبق همين فصل مقررمي شود.
ماده 1196 - درروابط بين اقارب فقط اقارب نسبي درخط عمودي اعم ازصعودي يانزولي ملزم به انفاق يكديگرند.
ماده 1197 - كسي مستحق نفقه است كه نداربوده ونتواندبوسيله اشتغال به شغلي وسائل معيشت خودرافراهم سازد.
ماده 1198 - كسي ملزم به انفاق است كه متمكن ازدادن نفقه باشديعني بتواندنفقه بدهدبدون اينكه ازاين حيث دروضع معيشت خوددچارمضيقه گردد. براي تشخيص تمكن بايدكليه تعهدات ووضع زندگاني شخصي اودرجامعه درنظر گرفته شود.
ماده 1199 - نفقه اولادبرعهده پدراست پس ازفوت پدرياعدم قدرت او به انفاق بعهده اجدادپدري است بارعايت الاقرب فالاقرب درصورت نبودن پدرواجدادپدري وياعدم قدرت آنهانفقه برعهده مادراست .
هرگاه مادرهم زنده وياقادربه انفاق نباشدبارعايت الاقرب فالاقرب به عهده اجدادوجدات مادري وجدات پدري واجب النفقه است واگرچندنفراز اجدادوجدات مزبورازحيث درجه اقربيت مساوي باشندنفقه رابايدبه حصه متساوي تاديه كنند.
ماده 1200 - نفقه ابوين بارعايت الاقرب فالاقرب بعهده اولادواولاد اولاداست .
ماده 1201 - هرگاه يكنفرهم درخط عمودي صعودي وهم درخط عمودي نزولي اقارب داشته باشدكه ازحيث الزام به انفاق دردرجه مساوي هستندنفقه اورا بايداقارب مزبوربه حصه متساوي تاديه كنندبنابراين اگرمستحق نفقه پدرو مادرواولادبلافصل داشته باشدنفقه اورابايدپدرواولاداومتساوياتاديه كنندبدون اينكه مادرسهمي بدهدوهمچنين اگرمستحق نفقه مادرواولادبلافصل داشته باشدنفقه اورابايدمادرواولادمتساويابدهند.
ماده 1202 - اگراقارب واجب النفعه متعددباشندومنفق نتواندنفقه همه آنهارابدهداقارب درخط عمودي نزولي مقدم براقارب درخط عمودي صعودي خواهندبود.
ماده 1203 - درصورت بودن زوجه ويك ياچندنفرواجب النفقه ديگرزوجه مقدم برسايرين خواهدبود.
ماده 1204 - نفقه اقارب عبارت است ازمسكن والبسه وغذاو اثاث البيت بقدررفع حاجت بادرنظرگرفتن درجه استطاعت منفق .
ماده 1205 - در موارد غيبت يا استنكاف از پرداخت نفقه ، چنانچه الزام كسي كه پرداخت نفقه بر عهده اوست ممكن نباشد دادگاه مي تواند با مطالبه افراد واجب النفقه به مقدار نفقه از اموال غايب يا مستنكف در اختيار آنها يا متكفل مخارج آنان قرار دهد و در صورتي كه اموال غايب يا مستنكف در اختيار نباشد همسر وي يا ديگري با اجازه دادگاه مي تواند نفقه را به عنوان قرض بپردازند و از شخص غايب يا مستنكف مطالبه نمايند. ( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 1206 - زوجه درهرحال مي تواندبراي نفقه زمان گذشته خوداقامه دعوي نمايدوطلب اوازبابت نفقه مزبورطلب ممتازبوده ودرصورت افلاس ياورشكستگي شوهرزن مقدم برغرماخواهدبودولي اقارب فقط نسبت به آتيه مي توانندمطالبه نفقه نمايند.

كتاب دهم - درحجر و قيموت
مصوب 1و13مهرماه و8آبان 1314
فصل اول - دركليات
ماده 1207 - اشخاص ذيل محجوروازتصرف دراموال وحقوق مالي خودممنوع هستند -
1 - صغار
2 - اشخاص غيررشيد
3 - مجانين
ماده 1208 - غيررشيدكسي است كه تصرفات اودراموال وحقوق مالي خود عقلائي نباشد.
ماده 1209 -
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 1210 - هيچكس رانمي توان بعدازرسيدن به سن بلوغ بعنوان جنون يا عدم رشدمحجورنمودمگرآنكه عدم رشدياجنون اوثابت شده باشد.
 تبصره 1 - سن بلوغ درپسرپانزده سال تمام قمري ودردخترنه سال تمام قمري است .
تبصره 2 - اموال صغيري راكه بالغ شده است درصورتي مي توان به اودادكه رشداوثابت شده باشد.
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)

ماده 1211 - جنون بهردرجه كه باشدموجب حجراست .
ماده 1212 - اعمال واقوال صغيرتاحدي كه مربوط به اموال وحقوق مالي اوباشدباطل وبلااثراست معذلك صغيرمميزمي تواندتملك بلاعوض كندمثل قبول هبه وصلح بلاعوض وحيازت مباحات .
ماده 1213 - مجنون دائمي مطلقاومجنون ادواري درحال جنون نمي تواند هيچ تصرفي دراموال وحقوق مالي خودبنمايدولوبااجازه ولي ياقيم خودلكن اعمال حقوقي كه مجنون ادواري درحال افاقه مي نمايدنافذاست مشروط برآنكه افاقه اومسلم باشد.
ماده 1214 - معاملات وتصرفات غيررشيددراموال خودنافذنيست مگر بااجازه ولي ياقيم اواعم ازاينكه اين اجازه قبلاداده شده باشديابعداز انجام عمل .
معذلك تملكات بلاعوض ازهرقبيل كه باشدبدون اجازه هم نافذاست .
ماده 1215 - هرگاه كسي مالي رابه تصرف صغيرغيرمميزويامجنون بدهد صغيريامجنون مسئول ناقص ياتلف شدن آن مال نخواهدبود.
ماده 1216 - هرگاه صغيريامجنون ياغيررشيدباعث ضررشودضامن است .
ماده 1217 - اداره اموال صغارومجانين واشخاص غيررشيدبعهده ولي ياقيم آنان است بطوري كه درباب سوم ازكتاب هشتم وموادبعدمقرراست .

 

فصل دوم - درمواردنصب قيم وترتيب آن
ماده 1218 - براي اشخاص ذيل نصب قيم مي شود -
1 - براي صغاري كه ولي خاص ندارند.
2 - براي مجانين واشخاص غيررشيدكه جنون ياعدم رشدآنهامتصل به زمان صغرآنهابوده وولي خاص نداشته باشند.
3 - براي مجانين واشخاص غيررشيدكه جنون ياعدم رشدآنهامتصل به زمان صغرآنهانباشد.
ماده 1219 - هريك ازابوين ملكف است درمواردي كه بموجب ماده قبل بايدبراي اولادآنهاقيم معين شودمراتب رابه دادستان حوزه اقامت خودويا به نماينده اواطلاع داده ازاوتقاضانمايدكه اقدام لازم براي نصب قيم بعمل آورد.(
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 1220 - درصورت نبودن هيچيك ازابوين ياعدم اطلاع آنهاانجام تكليف مقرردرماده قبل بعهده اقربائي است كه باشخص محتاج قيم دريكجا زندگي مي نمايند.
ماده 1221 - اگركسي به موجب ماده 1218بايدبراي اونصب قيم شودزن يا شوهرداشته باشدزوج يازوجه نيزمكلف به انجام تكليف مقرردرماده 1219 خواهندبود.
ماده 1222 - درهرموردي كه دادستان بنحوي ازانحاءبوجودشخصي كه مطابق ماده 1218بايدبراي اونصب قيم شودمسبوق گرديدبايدبه دادگاه مدني خاص رجوع واشخاصي راكه براي قيمومت مناسب مي داندبه دادگاه مدني خاص مزبور معرفي كند.
دادگاه مدني خاص ازميان اشخاص مزبوريك ياچندنفررابه سمت قيم معين وحكم نصب اوراصادرمي كندونيزدادگاه مزبورمي تواندعلاوه برقيم يك ياچندنفررابه عنوان ناظرمعين نمايددراين صورت دادگاه بايدحدود اختيارات ناظررانيزتعيين كند.
اگردادگاه مدني خاص اشخاصي راكه معرفي شده اندمعتمدنديداشخاص ديگري راازدادسراخواهدخواست .
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 1223 - درموردمجانين دادستان بايدقبلارجوع به خبره كرده و نظريات خبره رابه دادگاه مدني خاص ارسال دارددرصورت اثبات جنون دادستان به دادگاه رجوع مي كندتانصب قيم شوددرمورداشخاص غيررشيدنيز دادستان مكلف است كه قبلابه وسيله مطلعين اطلاعات كافيه درباب سفاهت او بدست آورده ودرصورتي كه سفاهت رامسلم ديددردادگاه مدني خاص اقامه دعوي نمايدوپس ازصدورحكم عدم رشدبراي نصب قيم به دادگاه رجوع نمايد.
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 1224 - حفظ ونظارت دراموال صغارومجانين واشخاص غيررشيد مادام كه براي آنهاقيم معين نشده بعهده مدعي العموم خواهدبودطرزحفظ و نظارت مدعي العموم بموجب نظامنامه وزارت عدليه معين خواهدشد.
ماده 1225 - همين كه حكم جنون ياعدم رشديكنفرصادروبه توسط محكمه شرع براي اوقيم معين گرديده مدعي العموم مي تواندحجرآن رااعلان نمايد انتشارحجرهركسي كه نظربه وضعيت دارائي اوممكن است طرف معاملات بالنسبه عمده واقع گرددالزامي است .
ماده 1226 - اسامي اشخاصي كه بعدازكبرورشدبعلت جنون ياسفه محجور مي گردندبايددردفترمخصوص ثبت شود.مراجعه به دفترمزبوربراي عموم آزاداست .
ماده 1227 - فقط كسي را محاكم و ادارات و دفاتر اسناد رسمي به قيموميت
 خواهند شناخت كه نصب او مطابق قانون توسط دادگاه به عمل آمده باشد.
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)

ماده 1228 - در خارج ايران كنسول و يا جانشين وي مي تواند نسبت به ايرانياني كه بايد مطابق ماده 1218 براي آنها قيم نصب شود و در حوزه  ماموريت او ساكن يا مقيم اند موقتا نصب قيم كند و بايد تا 10 روز پس از نصب قيم مدارك عمل خود را به وسيله وزارت امور خارجه به وزارت دادگستري بفرستد. نصب قيم مزبور وقتي قطعي مي گردد كه دادگاه مدني خاص تهران تصميم كنسول يا جانشين او را تنفيذ كند. ( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
 


ماده 1230 - اگردرعهودوقراردادهاي منعقده بين دولت ايران ودولتي كه مامورقنسولي ماموريت خودرادرمملكت آن دولت اجرامي كندترتيبي بر خلاف مقررات دوماده فوق اتخاذشده باشدمامورين مذكورمفادآن دوماده را تاحدي كه بامقررات عهدنامه ياقرادادمخالف نباشداجراخواهندكرد.
ماده 1231 - اشخاص ذيل نبايدبه سمت قيمومت معين شوند -
1 - كساني كه خودتحت ولايت ياقيمومت هستند.
2 - كساني كه بعلت ارتكاب جنايت يايكي ازجنحه هاي ذيل بموجب حكم قطعي محكوم شده باشند -
سرقت ،خيانت درامانت ،كلاهبرداري ،اختلاس ،هتك ناموس ،يا منافيات عفت ،جنحه نسبت به اطفال ،ورشكستگي به تقصير.
3 - كساني كه حكم ورشكستگي آنهاصادروهنوزعمل ورشكستگي آنهاتصفيه نشده است .
4 - كساني كه معروف به فساداخلاق باشند.
5 - كسي كه خوديااقرباءطبقه اول اودعوائي برمحجورداشته باشد.
ماده 1232 - باداشتن صلاحيت براي قيمومت اقرباءمحجورمقدم بر سايرين خواهندبود.
ماده 1233 - زن نمي تواندبدون رضايت شوهرخودسمت قيمومت راقبول كند.
ماده 1234 - درصورتي كه محكمه بيش ازيكنفررابراي قيمومت معين كند مي تواندوظايف آنهاراتفكيك نمايد.

فصل سوم - دراختيارات ووظايف ومسئوليت قيم وحدودآن
نظارت مدعي العموم درامورصغارومجانين واشخاص غيررشيد
ماده 1235 - مواظبت شخص مولي عليه ونمايندگي قانوني اودركليه امور مربوطه به اموال وحقوق مالي اوباقيم است .
ماده 1236 - قيم مكلف است قبل ازمداخله درامورمالي مولي عليه صورت جامعي ازكليه دارائي اوتهيه كرده يك نسخه ازآن به امضاي خودبراي دادستاني كه مولي عليه درحوزه آن سكونت داردبفرستدودادستان يانماينده اوبايد نسبت بميزان دارائي مولي عليه تحقيقات لازمه بعمل آورد.  ( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 1237 - مدعي العموم يانماينده ازبايدبعدازملاحظه صورت دارائي مولي عليه مبلغي راكه ممكن است مخارج ساليانه مولي عليه بالغ برآن گردد ومبلغي راكه براي اداره كردن دارائي مزبورممكن است لازم شودمعين نمايد قيم نمي تواندبيش ازمبالغ مزبورخرج كندمگرباتصويب مدعي العموم .
ماده 1238 - قيمي كه تقصيردحفظ مال مولي عليه بنمايدمسئول ضررو خساراتي است كه ازنقصان ياتلف آن مال حاصل شده اگرچه نقصان ياتلف مستند به تفريط ياتعدي قيم نباشد.
ماده 1239 - هرگاه معلوم شودكه قيم عامدا
مالي را كه متعلق بمولي عليه بوده جزوصورت دارائي اوقيدنكرده وياباعث شده است كه آن مال درصورت مزبورقيدنشودمسئول هرضرروخساراتي خواهدبودكه ازاين حيث ممكن است به مول عليه واردشودبعلاوه درصورتي كه عمل مزبورازروي سوءنيت بوده قيم معزول خواهدشد.
ماده 1240 - قيم نمي تواندبه سمت قيمومت ازطرف مولي عليه باخود معامله كنداعم ازاينكه مال مولي عليه رابخودمنتقل كنديامال خودرابه او انتقال دهد.
ماده 1241 - قيم نمي توانداموال غيرمنقول مولي عليه رابفروشدويارهن گذارديامعامله كندكه درنتيجه آن خودمديون مولي عليه شودمگربالحاظ غبطه مولي عليه وتصويب مدعي العموم درصورت اخيرشرط حتمي تصويب مدعي العموم ملائت قيم مي باشدونيزنمي تواندبراي مولي عليه بدون ضرورت واحتياج قرض كندمگرباتصويب مدعي العموم .
ماده 1242 - قيم نمي توانددعوي مربوط بمولي عليه رابه صلح خاتمه دهد مگرباتصويب مدعي العموم .
ماده 1243 - درصورت وجودموجبات موجه دادستان مي تواندازدادگاه مدني خاص تقاضاكندكه ازقيم تضميناتي راجع به اداره اموال مولي عليه بخواهدتعيين نوع تضمين بنظردادگاه است .هرگاه قيم براي دادن تضمين حاضر نشدازقيمومت عزل مي شود.
( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)
ماده 1244 - قيم بايدلااقل سالي يك مرتبه حساب تصدي خودرابه مدعي العموم يانماينده اوبدهدوهرگاه درظرف يكماه ازتاريخ مطالبه مدعي العموم حساب ندهدبه تقاضاي مدعي العموم معزول مي شود.
ماده 1245 - قيم بايدحساب زمان تصدي خودراپس ازكبرورشديارفع حجر به مولي عليه سابق خودبدهد.هرگاه قيمومت اوقبل ازرفع حجرخاتمه يابد حساب زمان تصدي بايدبه قيم بعدي داده شود.
ماده 1246 - قيم مي تواندبراي انجام امرقيمومت مطالبه اجرت كند ميزان اجرت مزبوربارعايت كارقيم ومقداراشتغالي كه ازامرقيمومت براي اوحاصل مي شودومحلي كه قيم درآنجااقامت داردوميزان عايدي مولي عليه تعيين مي گردد.
ماده 1247 - مدعي العموم مي توانداعمال نظارت درامورمولي عليه را كلايابعضابه اشخاص موثق ياهيئت ياموسسه واگذارنمايد.شخص ياهيئت يا موسسه كه براي اعمال نظارت تعيين شده درصورت تقصيرياخيانت مسئول ضررو خسارت وارده بمولي عليه خواهندبود.

فصل چهارم - درمواردعزل قيم
ماده 1248 - درمواردذيل قيم معزول مي شود -
1 - اگرمعلوم شودكه قيم نافذصفت امانت بوده ويااين صفت ازاوسلب شود.
2 - اگرقيم مرتكب جنايت ويامرتكب يكي ازجنحه هاي ذيل شده وبموجب حكم قطعي محكوم گردد -
سرقت ،خيانت درامانت ،كلاهبرداري ،اختلاس ،هتك ناموس ،يا منافيات عفت ،جنحه نسبت به اطفال ،ورشكستگي به تقصيرياتقلب .
3 - اگرقيم بعلتي غيرازعلل فوق محكوم به حبس شودوبدين جهت نتواند امورمالي مولي عليه رااداره كند.
4 - اگرقيم ورشكسته اعلان شود.
5 - اگرعدم لياقت ياتوانائي قيم دراداره اموال مولي عليه معلوم شود.
6 - درموردمواد1239و1243و1244باتقاضاي مدعي العموم .
ماده 1249 - اگرقيم مجنون يافاقدرشدگرددمنعزل مي شود.
ماده 1250 - هرگاه قيم درامورمربوطه به اموال مولي عليه ياجنحه يا جنايت نسبت به شخص اوموردتعقيب مدعي العموم واقع شودمحكمه به تقاضاي مدعي العموم موقتاقيم ديگري براي اداره اموال مولي عليه معين خواهدكرد.
ماده 1251 - هرگاه زن بي شوهري ولومادرمولي عليه كه به سمت قيمومت معين شده است اختيارشوهركندبايدمراتب رادرظرف يكماه ازتاريخ انعقاد نكاح به دادستان حوزه اقامت خوديانماينده اواطلاع دهد.
دراين صورت دادستان يانماينده اومي تواندبارعايت وضعيت جديدآن زن تقاضاي تعيين قيم جديدوياضم ناظركند.(اصلاحي 8/10/61)
ماده 1252 - درموردماده قبل اگرقيم ازدواج خودرادرمدت مقرربه مدعي العموم يانماينده اواطلاع ندهدمدعي العموم مي تواندتقاضاي عزل اورا بكند.

فصل پنجم - درخروج ازتحت قيمومت
ماده 1253 - پس اززوال سببي كه موجب تعيين قيم شده قيمومت مرتفع مي شود.
ماده 1254 - خروج ازتحت قيمومت راممكن است خودمولي عليه ياهرشخص ذينفع ديگري تقاضانمايدتقاضانامه ممكن است مستقيماياتوسط دادستان حوزه اي كه مولي عليه درآنجاسكونت دارديانماينده اوبه دادگاه مدني همان حوزه داده شود.( اصلاحی مطابق قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370)

ماده 1255 - درموردماده قبل مدعي العموم يانماينده اومكلف است قبلا نسبت به رفع علت تحقيقات لازمه بعمل آورده مطابق نتيجه حاصله ازتحقيقات درمحكمه اظهارعقيده نمايد.
درموردكساني كه حجرآنهامطابق ماده 1225اعلان مي شودرفع حجرنيزبايد اعلان گردد.
ماده 1256 - رفع حجرهرمحجوربايددردفترمذكوردرماده 1226ودرمقابل اسم آن محجورقيدشود.