سایت حقوق
پذيرش سايتدرباره این سایت
آخرین به روز آمد :
سه شنبه 14 فوريه 2006

Hoqooq.com home page     Hoqooq.com favorite  






خبرها يا مقاله هاى كوتاه
وبلاگ خود را در سایت حقوقدان ایجاد کنید
چهار شنبه 28 دسامبر
سایت حقوقدان سرویس ایجاد وبلاگ را برای حقوقدان های ایرانی فراهم آورده است. با مراجعه به سایت حقوقدان از جزئیات امر آگاه شوید و برای خود وبلاگی حقوقی ایجاد کنید.مراجعه به سایت حقوقدان
توجه !
سه شنبه 20 دسامبر

سایت حقوق در چند روز گذشته در دسترس نبود، به خاطر مشکلاتی که برای سرور سایت پیش آمده است متاسفانه افزوده های یکماه اخیر سایت حقوق حذف شده اند. لذا بازدیدکنندگان محترم که در فاصله 4 آبان تا 4 آذر اقدام به ثبت نام  در تالار بحث های حقوقی و یا در لیست خبرنامه سایت نموده اند، به علت از بین رفتن اطلاعاتشان، لطف کرده دوباره ثبت نام نمایند.

دومین شماره نشریه الکترونیک حقوق در شرف انتشار
شنبه 26 نوامبر

دومین شماره نشریه الکترونیک حقوق به زودی منتشر می شود.

علاقه مندان به انتشار مقاله در شماره های بعدی این نشریه، از سایت نشریه دیدن کنند.

در تارنما
حق یا حقوق؟
جمعه 27 مه 2005
بوسيله ى دکتر علی حاجی پور

حـقـوق ، پایه ای ترین و بنیادی ترین واژه ای است که هر دانشجوی حقوق از بدو ورود به این رشته، با آن آشنا می شود. بنیادی بودن و حضور همه جائی داشتنش، ما را به اندازه ای با آن مانوس گردانیده است که به دشواری می توانیم حتی لحظه ای در نادرست بودن این واژه بیاندیشیم!

نوشتن این مطلب، لزوما هدفی حداکثری (پیشنهاد تغییر این واژه) را نمی طلبد بلکه انجام تحلیلی نقادانه در خصوص این واژه است. می توان توقعی حداقلی داشت؛ به این معنی که با اثبات نادرست بودن این واژه ترجمه ای، لااقل در برخی موارد که در مقام ترجمه واژه گانی هستیم که برای فهم درست مطلب، چاره ای جز به کار بردن واژه درست «حق» نیست، از این واژه استفاده شود.

 
وقتی خواننده پیشاپیش آگاه باشد از اینکه واژه «حق»، نام و عنوانِ درست و دقیق علمی است که در کشورمان به نادرست واژه «حقوق» بر آن نهاده شده است، در این صورت، در ترجمه هائی که در آنها به درستی و به دقت، واژه «حق» بکار برده میشود، در فهم آن (حق = حقوق متداول امروزین)، مشکلی نخواهد داشت.
 
¤¤¤
 
با وجود اینکه به خاطر قدمت چند هزار ساله سرزمینمان ایران، از دیر باز در کشورمان، حقوق وجود داشته است اما حقیقت این است که حقوقی که امروزه با آن آشنا هستیم و عبارت است از حقوق عرفی و مدرن، ارمغانی است که ایرانیانی که در دوران حکومت قاجاریه و عهد مشروطه برای تحصیل علم به غرب رفتند، با خود به ایران آورده اند. از آنجا که اولین نسل های حقوقدان های ایرانی تحصیلکرده غرب، عموما در فرانسه، سوئیس و بلژیک تحصیل نموده اند، لذا این علم و نیز واژگانش، همانند قوانینش، عموما از حقوق فرانسه و فرانسوی زبانان اقتباس شده است.
 
در این نوشته مختصر که صرفا برای گشایش بحث در این خصوص مطرح می شود به مقایسه واژه «حقوق» با منشاء فرانسوی آن ـ و نیز بررسی مقایسه ای با سایر زبانهای مهم ـ پرداخته می شود. این نوشتار نمی خواهد به بحث کامل و همه جانبه ای پیرامون این واژه و واژگان تبعی بپردازد. هدف این است که با طرح مساله، به گشودن این بحث در حقوق ایران بپردازیم.
 
در زبان فرانسه واژه Droit به کار برده می شود که ترجمه دقیقش «حق» می باشد. در زبان فرانسه هم برای علم حقوق و هم برای هر یک از زیر محموعه های آن، از اصطلاح Droit استفاده می شود که به هیچ وجه معنای حقوق نمی دهد و فقط معنای حق می دهد. در زبان فرانسه، هرگاه قرار است از جمع حق ها صحبت شود، Droits به کار برده می شود. برای مثال، برای «حقوق بشر»، اصطلاح Droits de l’homme استعمال می شود زیرا صحبت از حق های بشر است.
 
در عنوان رشته های حقوقی نیز از «حق» استفاده می شود و نه از «حقوق». به همین جهت اگر بخواهیم از زبان فرانسه به صورت دقیق ترجمه کنیم، باید بگوئیم: حق عمومی، حق خصوصی، حق بین الملل، حق کیفری، حق اساسی، حق اداری، حق مدنی و ... .
Droit public, Droit privé, Droit international, Droit constitutionnel, Droit administratif, Droit civil
 
بنابراین: تردیدی نیست که ترجمه دقیق این علم و نیز رشته های زیر مجموعه آن، آنگونه که در زبان فرانسه وجود داشته و دارد، «حق» است و نه «حقوق».
 
در زبان انگلیسی واژه Law بکار برده میشود که معادل فارسی اش «قانون» یا «حق» می باشد و نه «حقوق».
«حقوق»، معادل Laws و Rights است که در زبان انگلیسی به این علم و یا زیر مجموعه هایش اطلاق نمیشود و معنای «قانونها» و «حق ها» را می دهند که در موارد خاص و استثنائی، همانند «حق های بشر» (حقوق بشر) Human Rights بکار برده میشوند.
 
در زبان آلمانی Recht بکار برده می شود که ترجمه دقیق آن به فارسی، «حق» است. در زبان اسپانیولی Derecho بکار برده می شود که ترجمه دقیق آن به فارسی، «حق» است. در زبان ایتالیائی نیز Diritto بکار برده می شود که ترجمه دقیق آن به فارسی، «حق» است.
 
چرا حقوقدانهای ایرانی، واژه ای که در زبانهای مرجع و مورد ترجمه، مفرد بوده است، جمع ترجمه کرده اند؟
 
به نظر می رسد ترجمه حقوقدانهای عرب از این واژه از ترجمه همتایان فارسی زبانشان از آن، به آنچه در زبان اصلی و مورد ترجمه وجود دارد، نزدیکتر است. عربها، واژه «قانون» را برگزیده اند.
¤¤¤
 
فلسفه لزوم بکاربری واژه یا ترجمه دقیق: عمل تفکیک و بکاربری دقیق واژه و ترجمه دقیق آن کمک می کند به فهم عمیق مفاهیم.
 
برای مثال واژه آلمانی rechtstaat را ذکر می کنم. ترجمه دقیق فارسی این واژه، «دولت حق» است. اما به علت نامانوس و نامصطلح بودن «حق»، کسی از آن استفاده نمی کند. حال آنکه به جرات می توان گفت که فهم راحت این واژه فقط در صورتی میسر است که از این ترجمه دقیق استفاده کنیم.
 
متاسفانه ترجمه ها آنقدر دور از واقعیت است که نه تنها از «دولت حقوق» یا «دولت حقوقی» استفاده نمی شود بلکه حتی دیده می شود که عده ای آنرا «حکومت قانون» یا «دولت قانونمدار» ترجمه می کنند. قضاوت شخصی من در مورد چنین ترجمه هائی این است که: 1) یا خود مترجم، متن اصلی و حتی روح کلی آن و نیز زمینه آنرا درک نکرده است، 2) یا اینکه برداشتش از «قانون» نادرست است 3) و یا اینکه می داند ترجمه این واژه، « دولت قانونمند» نیست، اما به خاطر نامصطلح بودن ترجمه دقیق این اصطلاح در حقوق ایران، مجبور است از اصطلاح غلط ولی متعارف استفاده کند.
 
از گروه سوم مثالی می زنم. آقای دکتر حمید رضا ملک محمدی در مقدمه ترجمه کتاب État de droit نوشته ژاک شوالیه نوشته است: " پدیده دولت قانونمند که در زبان فرانسه از آن به État de droit یاد میشود، ریشه در واژه آلمانی rechtstaat با معنایی مشابه دارد، اما شاید یافتن واژه ای دقیق برای بیان چنین مفهومی در زبان فارسی، مشکل باشد زیرا اصطلاح یاد شده بر اصول و عناصری تکیه دارد که هر کدام به سهم خود، در کنار زیبائی لفظی، نیازمند ارائه معنایی نسبتا دقیق نیز هست. در این میان اگر چه اصطلاحاتی همچون «دولت حقوق» یا «دولت حقوقی» از نظر قرابت در ترجمه دلپسندتر به نظر می آیند اما به دلیل غرابت در کاربرد، مانوس با ذهن نمی باشند.
از این رو، به دلیل آشنائی ذهنی بیشتر با پدیده قانون و قانونمندی، اصطلاح «دولت قانونمند» به عنوان معادلی برای اصطلاح فرانسوی یا آلمانی یاد شده در نظر گرفته شده است." (دولت قانونمند، نوشته پروفسور ژاک شوالیه، ترجمه دکتر حمید رضا ملک محمدی، نشر دادگستر، سال 1378، صفحه 5 مفدمه مترجم )
 
واژه گان آلمانی: Rechtstaat ، فرانسوی: L’État de droit ، انگلیسی: The Rule of Law، اسپانیولی: Estado de derecho و ایتالیائی: Lo Stato di diritto، ارتباطی با «دولت قانونمدار» یا «حکومت قانون» ندارند. (توجه: البته اگر در اصطلاح «حکومت قانون»، منظورمان از «قانون»، همان باشد که در زبان عربی به کار برده میشود، درست است ولی از آنجا که در زبان فارسی، «قانون» را نمی توان مترادف «حق» دانست، لذا بکاربردن «حکومت قانون» در زبان فارسی، برای ترجمه اصطلاحات فوق الذکر، درست نمی باشد.)
 
مراد از «دولت حق» حاکمیت «حق» بر جامعه است. در حالیکه حکومت قانون لزوما حاکمیت حق نیست زیرا قانون لزوما برحق نیست. دولت حق به دولتی اطلاق می شود که بر محوریت قواعد حق اداره شود و نیز از حقوق و آزادیهای مردم صیانت کند.
 
افزون بر این، معادل فارسی État "دولت" است و نه "حکومت"، "حکومت" بیشتر ترجمه فارسی واژه Gouvernement است.
 
لذا عدم استعمال درست بنیادیترین واژه در رشته علمی ما باعث به وجود آمدن ایرادات بنیادی دیگر می شود به گونه ای که حقوقدان ایرانی در ترجمه یک کتاب یا مقاله، می بینیم که در بنیادیترین جای آن که ترجمه عنوان آن است، یا دچار اشتباه می شود یا مجبور است غلط مصطلح را بر درست بسیار مهجور ترجیح دهد.
 
¤¤¤
 
نتیجه: واژه «حقوق»، ترجمۀ مناسب و دقیق Law انگلیسی و Droit فرانسوی نیست.
 
مساله نادرست بودن ترجمه بنیادی ترین واژه در این علم، تالی فاسد های زیادی دارد از جمله اینکه:
 
ادامه چنین شیوه ای باعث ایجاد دوگانگی در مفاهیم بکاربرده شده در حقوق ایران با حقوق دنیا می شود به گونه ای که فهم بسیاری از مطالب حقوقی حقوقدانهای دنیا برای حقوقدان ایرانی دشوار ـ اگر نگوئیم غیر ممکن ـ خواهد بود. فلان حقوقدان فلان کشور چیزی می گوید، حقوقدان ایرانی بر اثر ترجمه های اشتباهی که خوانده است، چیزی دیگری برداشت می کند!
 
آری، درست ترجمه نشدن واژه، به زبان فارسی، معنای دقیق آنرا نزد حقوقدان های ایرانی متروک نموده و ـ روز به روز بیشتر ـ می نماید.
 
در وضعیت کنونی، در ترجمه بسیاری از اصطلاحات ترکیبی جدید که در زبان اصلی حاوی این واژه هستند، به تبع رواج ِ واژه کنونی «حقوق»، در ترجمه این ترکیبات ناچارا از این واژه استفاده میشود، حال آنکه چنین استفاده ای در پاره ای موارد، ذهن خواننده را به جای نزدیک گرداندن به مفهوم، از آن دور می گرداند.
 
به تبع پیشرفت و گسترش علم حقوق، مفاهیم و واژگان نوینی پدید می آیند. این مفاهیم و واژگان را جز در صورت ترجمۀ دقیق آنها، نمی توان به درستی و به راحتی فهمید و فهماند. در ترکیب بسیاری از اینها، واژه «حق» وجود دارد که رسا بودن معنای ترجمه ای آنها را منوط به ترجمه دقیق این واژه می گرداند. به همان میزان که با پیشرفت علم حقوق، واژگان دقیقتری پدید می آیند، این واژگان، ترجمه های دقیقتری نیز می طلبند.
 
اصولا در مباحث علمی، آنچه بایسته و شایسته است، دقت است و آنچه ناروا و ناشایست است، بی دقتی است. جامعه از اهل علم انتظار ندارد که غلط مصطلح را بر درست نامصطلح ترجیح دهند خصوصا آنکه این عمل در بین اهل آن علم نیز رواج یابد و بالمآل اصطلاح درست نامتعارف به کلی از اذهان رخت بربندد. در مباحث و دقایق علمی، عرف باید تابع اهل علم باشد و نه اهل علم تابع آن.
 
 
خشت اول چون نهد معمار کج
تـا ثــریــا مـی رود دیــوار کــج
 
حال که ورود ترجمه های نادرست به حقوق ایران چنین مشکلاتی را پدید می آورد، بهتر است یا خشت اول را از کج بودن درآورد یا لااقل به کج بودنش واقف بود تا در خشت نهادن های بعدی، از سیستم خشت راست، در بنای این علم در کشورمان استفاده کنیم.

 

 

 

 

 

پيامهاى سخنگاه :
> حــق یـا حــقــوق ؟
شنبه 28 مه 2005
بوسيله ى رسول م.

جناب آقای دکتر حاجی پور

بسیار عالی!

به راستی چرا حقوقدانان ایرانی این اصطلاح را خوب ترجمه نکرده اند؟

کتاب "فلسفه حق" هگل نیز شاهد مثالی بر اثبات تئوری شماست. اصولا رشته ای که ما خوانده ایم، بر محوریت "حق" می چرخد نه "حقوق". آنچه معنا دارد، "فلسفه حق" است نه "فلسفه حقوق" که معنای "فلسفه حق ها" دارد.

جای تاسف است که مترجمان منابع حقوقی، این اندازه سطحی ترجمه می کنند. مثال ها زیاداست به حدی که می توانم بگویم این ایراد بر کار تمام مترجمان حقوقی وارد است!

اینکه روشن ساخته اید، واژه "حق"، شکل درست آنچیزی است که در ایران به نام "حقوق" به ما شناسانده اند، کمک زیادی می کند که در مطالعه متون حقوقی خارجی، دقیقا بدانیم نویسنده از چه حرف می زند.

نسل کنونی حقوقدانان می توانیم ایرادات پیشکسوتانمان را اصلاح کنیم. این اصلاح گری، نیازمند داشتن نگاه نقادانه و دقتگری چون نگاه شماست.

همین مقاله شما، مرا به اندازه ای روشن ساخت که تاکنون کتابهای مختلف حقوقی روشن نکرده اند. کتابهایی که حتی بزرگانی چون دکتر کاتوزیان نوشته اند نیز از این مساله غفلت کرده اند. ایشان در کتاب مقدمه علم حقوق، کوچکترین اشاره ای به این مساله حیاتی نکرده است. عنوان چند جلد کتاب ایشان نیز "فلسفه حقوق" است، حال آنکه می توانستند، عنوان "فلسفه حق" را بر آنها بگذارد.

ارادتمند رسول م.